نوشته شده توسط : posstac
righttop00شاهكارهاي نقاشي ژاپن در طي هزار و دويست سال به وجود آمده‌اند، به شاخه های فراوان گوناگون منشعب شده‌اند و براثر گذشت زمان، از ميان رفته يا آسيب ديده‌اند. در وهله ی اول، بايد گفت كه ژاپني ها، همانند چيني ها، با همان قلم مويي كه خط مي‌نوشتند نقاشي مي‌كردند و مثل يوناني ها در […]

(سایت مرجع ریسرچ)- – (321)

1-1 معرفی اجمالی کشور ژاپن 1-2 نگارگری 1-3 شعر 1-4 خوشنویسی 1- 5 ذن و تاثیر آن بر هنر ژاپن 1- 6 مراسم چای(چانویو) 1-7 باغ آرایی 1-8 گل آرایی یا ایکه بانا 1-9 رسوم و اعتقادات تاثیر گذار در هنر ژاپن 1-10 رویارویی ژاپن، با جهان مدرن 1-1معرفی اجمالی کشور ژاپن 152402493645تصویر 1-1. نقشه موقعیت جغرافیایی ژاپن. منبع تصویری:www.wordtravela.com 00تصویر 1-1. نقشه موقعیت جغرافیایی ژاپن. منبع تصویری:www.wordtravela.com 152408064500 ژاپن كشوری جزیره‌ایست در امتداد شمال شرقی ساحل قاره آسیا؛ كه مركب از چهار جزیره‌ی اصلی به نام های هكایدو، هنشو، شیكوكو، كیوشو و ۶۸۴۸ جزیره‌ی كوچك دیگر (مجموعاً ۶۸۵۲ جزیره) می‌باشد و ۳۷7727 كیلومتر مربع وسعت دارد. كل خاك ژاپن معادل 0/3 درصد مساحت خاكی كره‌ی زمین می‌باشد و %73 از مساحت این كشور را كوهساران جنگلی تشكیل داده اند. بلندترین قله كوهستانی ژاپن، فوجی نام دارد كه نماد ژاپن شناخته می شود. سوای کوه ها و زمین های کشت نشدنی ساحل دریا و آبگیرهای میان جزایر، فقط 16درصد خاک ژاپن مستعد کشت و زرع می ماند. با اینکه شهرهای ژاپن توسعه فراوانی کرده و در صنعت پیشرفت زیادی حاصل کرده است اما هنوز کشاورزی رونق داشته وچای و برنج از محصولات مهم کشاورزی آنها می باشد. [1](تصویر1-1) «بر اساس نتایج سرشماری سال 2000، جمعیت ژاپن ۱۲6۹2۰0۰۰ نفر می‌باشد (۶1933۰۰۰ مرد و ۶4983۰۰۰ زن). این کشور هفتمین کشور پر جمعیت دنیا می باشد. نمودار توزیع سنی جمعیت از سال های1970 به بعد هرمی را نشان می دهد که جمعیت سالمند و میانسال در قاعده و جمعیت نوسال و جوان در رأس آنند.»[2] بین ژاپنی ها همه نوع افراد از قبیل ناسیونالیست، آزادیخواه، محافظه کار، کمونیست، سرمایه دار و مارکسیست وجود دارد؛ اما این کشور از وحدت کامل برخوردار است و به هیچ وجه زیانی به یکپارچگی ملی نمی رسد.[3] اگر چه در ژاپن مذهب رسمی وجود ندارد معهذا آیین های شینتوییزم[4] و بوداییزم[5] در عموم مردم رواج داشته و بیشترین پیروان را به خود اختصاص داده اند.[6] در حال حاضر طبق قانون اساسی جدید آیین شینتو هیچ گونه امتیاز خاصی ندارد، اما با این وجود هنوز هم نقش عمده ای را در مراسم مهم و بسیاری از جنبه های زندگی ژاپنی ها ایفا می نماید. آیین بودایی در اواسط قرن ششم از طریق چین و كره به ژاپن راه یافت وبیشترین پیرو بعد از آیین شینتو، در میان ادیان رایج كشور را به خود اختصاص داده است. مسیحیت نیز در سال 1549 میلادی به ژاپن راه یافت در اواخر قرن شانزدهم كه ژاپن به صورت ملتی یك پارچه درآمد، مسئولین مملكتی مخالفت ها و سركوبی شدیدی را علیه مسیحیت آغاز كردند. این دین تا اواسط قرن نوزدهم كه ژاپن دروازه هایش را به سوی خارجی ها گشود، ممنوع بود. مذهب كنفوسیوس نیز در اوایل قرن ششم میلادی به ژاپن راه یافت و ژاپنی ها این آیین را بیشتر به صورت یك آداب اخلاقی تلقی می كنند. كنفوسیانیزم اثرات زیادی بر نحوه تفكر و رفتار ژاپنی ها داشته است. به طور كلی میزان پایبندی مردم به مذهب در ژاپن در مقایسه با مردم سایر كشورها كمتر است وبیشتر در مراسم ویژه مورد توجه قرار می گیرد.[7] اشتراك زبان و نژاد در بین مردم توام با اشتراك در آداب و رسوم و نیز آیین و شرایط خاص جغرافیایی، همسویی افكار و اعتقادات را فراهم نموده و این عوامل منجر به رشد روحیه اجتماعی و سخت كوشی و عادت به كار دسته جمعی و هماهنگی در بین غالب اقشار مردم شده است. به طور كلی در ژاپن به جای پرورش روحیه انحصار گرایی یا فرد گرایی، نگرش سطحی به مسائل، عدم برنامه ریزی و رقابت شخصی نابه جا برای تفوق بر دیگران، زمینه هایی در اجتماع پرورش داده شده كه ابتدا در امور اجتماعی را تامین نموده و مالا به رفاه فرد فرد جامعه منتج گردیده است. در ضمن اكثریت مردم ژاپن به خانواده اهمیت زیادی می دهند، به عهد خود وفادارند، غیبت نمی كنند، دروغ نمی گویند و همواره ژاپنی گرا هستند. یعنی اینكه رابطه حقیقی آنان با خودشان است و خارجی همیشه خارجی است، و لذا در برخورد با خارجیان همواره دارای برخورداری توام با نزاكت، تبسم، كم صحبتی، و عدم گفت وگو پیرامون مسائل جدی می باشند. روحیه وطن پرستی در اقشار ملت اشاعه داده شده و انضباط ویژه ای در شیوه زندگی و كارهای اجتماعی به چشم می خورد كه نظیر آن را به ندرت در سایر كشورها می توان مشاهده نمود. به گمان بسیاری از پژوهندگان مایه و زمینه ی روحیه ی ژاپنی را، سنت و اخلاقیات سامورایی ساخته است؛ که خود در اصل در دوره های پیش تر پدید آمده بود. یکی از نویسندگان ژاپنی[8]، در دوره بندی تاریخ تحول فکری و معنوی ژاپن، آن را به چهار دوره تقسیم کرده و گفته است بنیاد و جوهر فرهنگ ژاپن در دوره ی اول (سده های هشت تا دوازده میلادی) که آن را« دوره ی فرهنگ ذوقی» می نامند- بار آمد. دوره دوم که «عصر فرهنگ مذهبی» خوانده شده است با تأسیس حکومت مرکزی ایلخانی در کاماکورا به سال 1192 آغاز شد و تا قرن هفده ادامه یافت. کاهنان و پیران بودایی و نیز سامورایی ها دو گروه برجسته ی فرهنگ ساز این دوره بودند. دوره سوم یا عصر سیاست در آغاز سده ی هفده با چیره شدن توکوگاوا بر حریفان آغاز می شود. توکوگاوا کوشید تا از نظامات اخلاقی و جوهر فرهنگ و اندیشه ای که دوره های پیشین بار آمده بود برای تحکیم حکومت خود بهره گیرد. این دوره که تا نیمه دوم سده ی نوزده دنباله پیدا کرد، به اعتباری عصرتثبیت و تبلور ارزش های پدید آمده در دو دوره ی پیشین بود[9]. سرانجام این دوره به عصر تازه ای انجامید که مقارن عصر تجدد ژاپن و بازگشت قدرت به امپراتور (1868) آغاز می شود و دوره بیداری خوانده شده است.[10] از آنجایی که در این پژوهش بیشتر به هنر دو دوره اخیر پرداخته شده، لازم است برای درک بهتر مطالب، در مورد شرایط تاریخی و سیاسی این دو بیشتر توضیح داده شود. در سال 1189 طایفه میناموتو[11] روی کار آمدند؛ رئیس این طایفه به نام یوری تومو،[12] شگون یا دیکتاتور نظامی شد و حکومت خود را به کاماکورا انتقال داد. اما مرکز فرهنگی با خاندان امپراتور در کیوتو ماند. حکومت های نظامی در ژاپن به مدت هفتصد سال از اختیارات امپراتور سوء استفاده کردند. در سال 1603 توکوگاوا دیکتاتور نظامی شد و مرکز حکومت را در ادو (توکیو امروزی) مستقر ساخت و همچنان امپراتور در کیوتو باقی ماند. دیری نگذشت که کانون فرهنگ هم به ادو منتقل شد. خانواده توکوگاوا دویست و پنجاه سال حکومت کردند و موفق شدند به کمک فرماندهان نظامی آرامش و امنیت را در داخل کشور برقرار کنند؛ آنها از ترس حمله اروپایی ها به ژاپن درهای این کشور را به روی خارجی ها بستند.[13] در طول سه قرن سیاست انزوا طلبی، ژاپن از دنیا جدا شد و توانست هنرهای زیبا، ادبیات و نقاشی های بازرگانی خود را در صلح و آرامش توسعه دهد. از نیمه اول قرن نوزدهم ورود کشتی های اروپایی به بنادر ژاپن امری عادی شده بود و حکومت دیکتاتورهای ژاپنی نمی توانستند سیاست سابق خود را ادامه دهند. جدا کردن ژاپن از دنیا بدون جلب رضایت خانواده سلطنتی، فئودال ها را تحریک کرد وآنها را موافق امپراتور و مخالف حکومت های نظامی نمود؛ در سال 1867 پانزدهمین حکومت نظامی اختیارات خود را به امپراتور واگذار کرد و هفت قرن حکومت نظامی پایان یافت. این حادثه ی سیاسی بزرگ معروف به احیای می جی[14] و سرآغاز حیات ژاپن جدید است.[15] ادو به نام توکیو تجدید بنا گردید؛ کشور از رژیم جدید استقبال کرد و نتیجه فوری تغییرات، روابط با دنیای خارج بود. تحولات زیادی از زمان بر تخت نشستن امپراتور میجی در سال 1868 به وجود آمد که کمترنظیری در دنیا دارد. این دوره به «عصر تمدن روشنی ها» معروف شده است.[16] قرص خورشید نشانه سرزمین برآمدن آفتاب است. این نشان که در سال پنجم دوره میجی(1873 میلادی)رسما پرچم ملی ژاپن قرار داده شد، دایره ای است سرخ رنگ در میان زمینه مستطیل سفید با اندازه های دو به سه، که شعاع دایره عرض پرچم است. گفته اند که دربار چین و رزمندگان آنجا ار قدیم نقش خورشید و ماه را در بیرق هایشان به کار می بردند، زیرا که خورشید، برادر بزرگ امپراتور انگاشته می شد و ماه خواهر او. ژاپنی ها، احتمالا در سده ی هفتم، این نمادها را از چینی ها گرفتند[17](تصویر1-2). ژاپنی ها بسیاری از رسوم قدیمی خود را حفظ کرده و در عین حال از مزایای فناوری امروزی بهره مند شده اند؛ برای مثال ، بسیاری از مردم ژاپن صاحب تلویزیون، دستگاه های صوتی استریو و رایانه هستند، ولی هنوز گاه به حمام عمومی می روند، در مراسم چای شرکت می کنند و به جای ماشین حساب الکترونیکی از چرتکه استفاده می کنند. همین آمیختن روش های سنتی و امروزی سبب شده است تا کاتو هیدتوشی[18]جامعه شناس ژاپنی، چنین اظهار نظر کند. «ژاپن کشوری است که همزمان حضور هماهنگ پدیده های کهنه و نو در آن ممکن شده است. موجودیت و عملکرد ژاپن بر اساس این هماهنگی به وجود آمده است»[19] -16510521398500 چون مردم ژاپن برای شیوه های سنتی شان ارزش بسیاری قائل اند، هویت ملی قدرتمندی دارند و به شدت در مقابل آثار فرهنگی خارجی مقاومت می کنند. حتی هنگامی که بعضی از روش های بیگانگان را پذیرفتند، این پذیرش سبب نشد که در نفس هویت ژاپن تغییری پدید آید، و در عین حال که به عنوان بخشی از جامعه بین المللی عملکرد مشخصی دارند هیچ گاه اجازه ندادند که اندیشه های غربی دیدگاه های فرهنگیشان را تغییر دهد. بویه لافایت دومنته[20] پژوهشگر که مدت ها در ژاپن زندگی کرده و در زمینه ی روابط ژاپن آگاه است، این پدیده را نتیجه فلسفه کهن ژاپنی به نام کیوسئی[21] می داند و آن را به مثابه ی «زندگی کردن در عین همکاری و هماهنگی با بقیه دنیا » شرح داده است.[22] -1842135135255تصویر1- 2. پرچم ژاپن، نمادی از قرص خورشید. منبع تصویری: www.wordtravela.com 00تصویر1- 2. پرچم ژاپن، نمادی از قرص خورشید. منبع تصویری: www.wordtravela.com 1-2 نگارگری در شرق هر هنری دو سیما دارد یکی جلوه‌ی رویین که فوت و فن و شناخت مواد و روش‌ها است و آن دیگری جان درونی هنرمند است که به واسطه‌ی ژرف اندیشی و نگرش به دنیای پیرامون و الهام از جهان روبروی هنرمند رشد می‌کند. در این میان ایران و هند و چین سرچشمه‌ی زاینده‌ی هنر بوده‌اند و هر آنچه در آسیا می‌بینیم، خرده فرهنگ‌هایی است که از این سه رود خروشان  آبخور دارند. میراث این تمدن‌های بزرگ آسیایی، به ویژه چین به نحو بارزی در هنر ژاپنی نیز قابل مشاهده است؛ سیر تکامل هنر ژاپن متاثر از عوامل خارجی گوناگونی بوده است لیکن صرف نظر از شکل ها و سبک های جدید که تاثیر عظیمی در هنرهای این سرزمین داشته اند، سنت‌های بومی نیز همواره خودنمایی کرده‌اند.[23] هنر ژاپنی در تمام مراحل تحول خود از هنر چین مایه گرفت. مواد و اسلوب‌های مورد استفاده‌ی هنرمندان غالبا چینی بودند و حتی مضمون‌ها نیز عمدتا ریشه‌ی چینی داشتند؛ تاریخ و اساطیر ژاپنی و موضوعات برگرفته از آیین شینتو و بودایی نیز از مهم ترین مضامین هنر ژاپن هستند. اما آنچه که در این میان جالب توجه است آن که، هنر ژاپن در برخورد و مواجهه با عناصر خارجی چه اروپایی و چه چینی از آن الهام گرفته و به تدریج خصلت خاص خود را می پروراند و سپس ماده و مضمون جدیدی برای خود بر می گزیند.[24] الکس کر، نویسنده ای که سالیان دراز در این کشور زیسته، ژاپن را به صدفی تشبیه کرده که به نحو معجزه آسایی مواد خام را به مروارید تبدیل نموده است. نویسنده ای ژاپنی در1940می نویسد:«مقدر است که سرزمین ما، چنان که تاریخ مدرن نشان داده، جدید و قدیم، بالا و پایین، شرق و غرب، هر روز با هم در ارتباط باشند.»[25] بیش از یک هزار سال، از زمان گذشته تا به امروز در هر نسلی از این کشور توالی پیوسته ای از هنرمندان وجود داشته است که شاید استعداد اینان در قلمرو و کیفیت کارشان متفاوت و یا مرحله ای غنی تر از مرحله دیگر بوده باشد، اما هیچ گاه با دوره رکود و نازایی مواجه نمی شویم.[26] هنر ژاپن را اغلب با یک نگاه قابل تشخیص است: دورنما‌های مشهور کوه فوجی، زنان زیبا روی ژاپنی و تصاویر عالم طبیعت از اوتامارو یا مناظر خاطره انگیز هیروگیشه...قطع و اندازه‌ی کارها، قواعد و سبک باسمه‌های چوبی، نقاشی‌ها و پاروان‌ها، آثار خوشنویسی و کیمونو‌ها، باغ‌های ذن و تئاتر کابوکی که برای هنرمندان اروپایی و امریکایی اواخر قرن نوزدهم در حکم هوای تازه بود. هنرمندانی از قبیل مانه و دگا، تولوز، لوترک و بونار هنر ژاپنی را دریچه‌ای به سوی رهایی از قواعد هنر غرب یافتند و ظرافت خط، تکه‌های پرمایه و تخت رنگ و ایده‌های بسیار متفاوت در پرسپکتیو و ترکیب بندی این هنر، مورد تحسین آنها قرار گرفت.[27] هنر ژاپنی هنرمند خود را کاملا به اثر می‌سپارد. ژاپنی‌ها همواره خود را  در هر جنبه زندگی وقف این کرده اند که حس صلح و هماهنگی و گرما و آسایشی را پدید آورند که فکر می‌کنند بخش ذاتی از زیبایی است. سرشت گذرا و ناپایدار قلمرو ماده در هنر و فرهنگ ژاپنی نقشی محوری دارد. در هنر ژاپن، دو گرایش مجزا و گاه ناسازگار با هم قابل بررسی است. نخست گرایشی که مبتنی است بر تقلید از طبیعت و طبیعت‌پردازی. هنرمند ژاپنی جهان بیرونی را آن‌گونه که هست تجسم و بازنمایی می‌کند.[28] شیفتگی هنرمند ژاپنی به طبیعت، متفاوت با برخورد هنرمند چینی است. در نظر هنرمند چینی طبیعت بسیار متفکرانه، فراخ و مظهر آرامش و ایستایی است. اما رویکرد هنری ژاپنی ها به طبیعت با احساساتیگری آمیخته است و ویژگی صوری و تصنعی و تزیینی به خود می‌گیرد واگر چه اسلوبی سنجیده و با مهارت دارد اما در نهایت راه به تفنن می‌برد. به طور کلی در هنر ژاپنی رنگ‌های درخشان، ترکیب‌بندی‌های شگفت‌انگیز، تأکید بر اسلوب، حساسیت به بافت و تمایل به تزیینات بسیار به چشم می خورد.[29] گرایش دوم، گرایش درون‌نگرانه و صور خیال شاعرانه است. روح اثر هنری در چنین آثاری از نظر بیننده بیشتر و مشخصا ژاپنی است و بهره‌مندی آن از نگاه عارفانه و درون‌نگر فرهنگ ژاپنی در کنار بهره‌گیری از سنت‌های بومی، جلوه‌ی نمایان‌تری می‌یابد.[30] 3761105-111125تصویر 1-3.دو نمونه از آثار تسا میتسونبو. قرن15 منبع تصویری: taringa.net 00تصویر 1-3.دو نمونه از آثار تسا میتسونبو. قرن15 منبع تصویری: taringa.net righttop00شاهكارهاي نقاشي ژاپن در طي هزار و دويست سال به وجود آمده‌اند، به شاخه های فراوان گوناگون منشعب شده‌اند و براثر گذشت زمان، از ميان رفته يا آسيب ديده‌اند. در وهله ی اول، بايد گفت كه ژاپني ها، همانند چيني ها، با همان قلم مويي كه خط مي‌نوشتند نقاشي مي‌كردند و مثل يوناني ها در آغاز، براي خط نويسي و نقاشي واژه‌اي يگانه داشتند. نقاشي ژاپني هنر خطوط است، نقاش ژاپني موادي ساده به كار مي‌برد: مركب يا آبرنگ، قلم‌مو، كاغذ نقاشي يا قماش ابريشمين. اما كار نقاش بسيار دشوار است، هنرمند بايد بر دو زانو بنشيند و روي پارچة ابريشمين يا كاغذي كه بر كف اطاق پهن مي‌كند خم شود، و برقلم‌موي خود چنان مسلط باشد كه از گردش آن هفتاد و يك شيوة گوناگون پديد آورد. در ابتدا كه آيين بودايي بر هنر ژاپني غلبه داشت، پيكرنگاران ژاپني، به شيوة نقاشي تركستان و آجانتا بر ديوارها تصوير مي‌كشيدند اما آثار مشهوري كه از گذشته باقي مانده است، تقريباً همه به صورت طومار (ماكي مونو) يا پرده (كاكه‌مونو) يا تجيرند. تصاوير ژاپني‌ يا جزو تزيينات ساختمان هاي معابد و قصرها و منازل بود يا به عنوان يادگار در گنجينه‌هاي خانواده‌ها حفظ مي‌شد، و فقط گاه به گاه مورد بازبيني اعضاي خانواده‌ها قرار مي‌گرفت. چهره نگاري، يعني كشيدن صورت فردي معين، كاري بسيار نادر بود. نقاشان معمولا به مناظر طبيعي يا صحنه‌هاي جنگي مي‌پرداختند، يا از حالات زنان و ‌مردان و جانوران ديگر صورت هاي ريشخندآميز مي‌كشيدند. 28321001233805تصویر-1 4. گل ها و پرندگان اثر سس شیو. قرن 15. منبع تصویری: theodmgroup.com 00تصویر-1 4. گل ها و پرندگان اثر سس شیو. قرن 15. منبع تصویری: theodmgroup.com 18415399796000righttop00نقاشي ژاپني به مثابه شعري بود درباره ی عواطف انسان و بي‌اعتنا به توصيف دقيق اشيا؛ از اين رو به فلسفه نزديك و از عكاسي دور بود. نقاشي ژاپني به واقع گرايي توجهی نمي‌كرد و به ندرت در حفظ شباهت هاي ظاهري اهتمام مي‌ورزيد. مقتضيات سايه و روشن را رعايت نمي‌كرد و با تحقير از آن در مي‌گذشت. ترجيح مي‌داد كه چيزها را در جوي كاملا روشن عرضه دارد؛ همچنين اصل مناظر ومرايا، يعني كوچك نشان دادن اشياي دوردست را لازم نمي دانست و به اصرار نقاشان غربي دراين باره لبخند مي‌زد. هوكوسايي، با تساهلي فيلسوفانه، مي‌گويد: «در نقاشي ژاپني شكل و رنگ عرضه مي‌شود بي‌آنكه براي برجسته‌ نشان دادن تصاوير كوششي به كار رود. ولي در شيوه‌هاي اروپايي، تصاوير و واقع نمايي آنها مورد نظر است.» هنرمند ژاپني، درهر مورد، مي‌خواست احساس خود را ابراز كند نه آنكه يك شيء را نمايش دهد؛ مي‌خواست به نگرنده حالتي را القا كند، نه آن كه چيزي را به تماشاگذارد. به نظر او، نمايش همه ی اجزاي يك صحنه ضروری نيست. نقاشي مانند شعر بايد با چند جزء با معني، خيال تماشاگر را به جنبش درآورد و حالتي عميق را در او برانگيزد. نقاش به سهم خود شاعر است و وزن و تناسب خطوط وموسيقي اشكال را مرتبه‌ها از هيئت واقعي اشيا مهم تر مي‌شمرد. بر آن است كه اگرنسبت به احساس هاي خود صادق باشد، به قدركفايت رعايت واقع‌بيني را كرده است. -17151351753870تصویر1 -5. اوگاتا كورين.رهبر مكتب اين تزئيين گرايان قرن 17 ژاپن. منبع تصویری: taringa.net 00تصویر1 -5. اوگاتا كورين.رهبر مكتب اين تزئيين گرايان قرن 17 ژاپن. منبع تصویری: taringa.net محتملا كشور كره، نقاشي را به اين امپراطوري بي‌آرام آورد؛ اما نقاشي ژاپني سال ها زير نفوذ نقاشي چيني قرار گرفت. نقاشان ژاپني هنگامي توانستند به مناظر و موضوع هاي خاص ژاپن بپردازند كه رابطه ی چين و ژاپن گسست. درحدود سال 1150 نحلة ملي نقاشي به كمك دربار و اشراف دركيوتو پديد آمد. اين نحله، كه با موضوعات و سبك هاي خارجي مخالفت مي‌كرد و سراهاي اشرافي پايتخت را با تصاوير گل ها و مناظر ژاپن مي‌آراست، استادان بزرگ پرورد و به نام هاي متعدد درآمد: «ياماتو ريو»، «واگاريو»، «كاسوگا» كه نام بنيادگزار آن بود، و بالاخره «نحلة توسا» كه از نام تسا ميتسونبو[31](1434–1525) گرفته شد. او كه نقاش رسمي دربار بود به روش نقاشان چيني بر خط هاي شكل ساز تاكيد كرد ولي از مضمون ها و نقش مايه هاي كهن بومي نيز مايه گرفت.[32] نحلة ملي، به بركت وجود توسا اعتبار ملي يافت چرا که هيچ يك از آثار نقاشي چين، نمي‌توانست از لحاظ شور و گرمي و تنوع و طنز، با طومارهايي كه هنرمندان ملي ژاپن از مناظر عشق و جنگ فراهم آوردند برابري كند(تصویر1-3). اما به مرور ايام سبك هاي نقاشي ژاپني بيروح و تابع قيد و محدوديت شدند، و نقاشان يك بار ديگر تحت تأثير سبك هاي چيني عصر درخشان سونگ قرار گرفتند. ميل به تقليد چنان شدت يافت كه هنرمندان ژاپني، بدون آنكه هرگز به چين رفته باشند، عمر خود را به كشيدن اشكال و منظره‌هاي چيني مي‌گذرانيدند بزرگترين نقاش ژاپني، سس‌شيو[33] righttop00(1420-1506) در اين دوره پديد آمد. وي از 32569151826260تصویر1 -6. ايكنو تايگا. از نمایندگان مکتب نانگا (نقاشی جنوبی). منبع تصویری: theodmgroup.com 00تصویر1 -6. ايكنو تايگا. از نمایندگان مکتب نانگا (نقاشی جنوبی). منبع تصویری: theodmgroup.com روحانيان فرقه ی بودايي ذن بود؛ آثار او از حيث تنوع و وفور و دقت و روشني در ژاپن بي سابقه بودند و درچين هم به ندرت نظيري داشتند. در نظر هنردوستان ژاپني، آثار او همان پايه و مايه‌اي را دارد كه آثار لئوناردو نزد اروپاييان(تصویر1-4). 33293051358900تصویر -17. در مکتب نانگا الگوی چینی با مایه ی طنز و جنبه تزیینی آمیخته شده است. اثر يسانو بوسن. منبع تصویری: thepic.wordpress.com 00تصویر -17. در مکتب نانگا الگوی چینی با مایه ی طنز و جنبه تزیینی آمیخته شده است. اثر يسانو بوسن. منبع تصویری: thepic.wordpress.com 3322955-45847000در عصرهاي شوگوني آشيكاگا و توكوگاوا، نفوذ چين در بين هنرمندان بسياري كه مورد حمايت اميران زميندار بودند، دوام آورد. در دستگاه هر يك از اميران ژاپن، نقاشي برجسته صدها تن را تعليم مي‌داد. در حدود 1660 گروه جديدي به رهبري كويتسو[34] و اوگاتا كورين[35]( 1658-1716) تشكيل شد. آنها شيوه‌ها و موضوعات چيني را كهنه دانستند و به مناظر و موضوعات زندگي ژاپن روي آوردند. كويتسو استعدادهاي گوناگون داشت، او در خوشنويسي و نقاشي و فلز‌كاري و لاك‌كاري و درودگري چيره‌دست بود و مانند ويليام ماريس، براي احياي تصاوير چاپي زيبا نهضتي به راه انداخت و شاگردان گوناگون خود را در دهكده‌اي گرد آورد. مكتب اين تزئيين گرايان، توسط اگاتا كرين كه هماورد كويتسو به شمار مي‌رفت ادامه يافت و شهرت بين المللي كسب كرد. درتركيب بندي هاي زيبا و سنجيده كرين كوه ها, شاخه ي درختان پر شكوفه و امواج آب بر زمينه اي زرين درهم آميخته شده اند؛ او در كشيدن اشكال درختان و گل ها اعجاز مي‌كرد و به قول معاصرانش، با يك حركت قلم مو مي‌توانست برگ زنبق را بر پارچة ابريشمين نقش كند و بدان جان بخشد، هيچ يك از صورتگران ژاپني درانتخاب موضوعات خاص ژاپن وابراز ذوق و لطافت ژاپني به گرد او نرسيده‌اند.[36]( تصویر1-5) رونق مكتب كرين در دوران تكوگاوا مانع پيدايي جريان هاي ديگري در نقاشي ژاپني نشد. ايكنو تايگا[37] 1723–1776) ) و يسانو بوسن[38] (1716–1783) از جمله نمايندگان مكتبي هستندكه نانگا (نقاشي جنوبي) نام دارد. در واقع مكتب مذكور معادل مكتب فرزانه نقاشان چيني به شمارمي آيد. با اين حال در مكتب نانگا الگوي چيني با مايه ي طنز و جنبه ي تزئيني آميخته شده است.[39] 37090351852295تصویر -18. پیروی از عینیت گرایی غربی در آثار مارویاما اوکیو. قرن18. منبع تصویری: masterworks.com 00تصویر -18. پیروی از عینیت گرایی غربی در آثار مارویاما اوکیو. قرن18. منبع تصویری: masterworks.com righttop00 آخرين نحلة نقاشي ژاپني كه جنبة تاريخي دارد، در قرن هجدهم به وسيلة ماروياما اوكیو[40] در كيوتو برپا شد. «اوك‌يو» كه وابستة مردم بود و از نقاشي اروپايي اطلاعاتي داشت، تصميم گرفت كه برخلاف عرف هنري ژاپن، ايدئاليسم و امپرسيونيسم را ترك گويد و مطابق واقع‌پردازي (رئاليسم) مناظر سادة زندگي روزانه را نقاشي كند. اين نقاش در بازنمايي جانوران, حشرات و گياهان تا حدي از عينيت گرايي غربي پيروي مي كرد(تصویر1-7). پيروان سبك قديم از تجدد او هراسيدند، اما اوك‌يو از راه نو خود، پا بيرون ننهاد. به هنگام مرگ او (1795) سبك واقع‌پردازي نه تنها در ژاپن، بلكه در جهان مقامي يافته بود. 1-3 شعر به‌طور كلي، هنر چيزي جز توصيف و انعكاس تصورات ذهني نيست. نگرش دروني افراد به طبيعت و عكس العمل هاي عاطفي آنها به دنياي طبيعي، نقطه شروع هنر است؛ و نكات مهمي براي شناختن ويژگي هاي هنر مردم ارائه مي كند. مفهوم معنوي كه هنر ژاپن سعي در بيان آن دارد، بسیار پيچيده است؛ به‌طوري‌كه نمي توان برداشتي كلي از آن داشت. اما مي توان احساسات گرايي را در آن به ‌عنوان يكي از بارزترين ويژگي ها دانست. گرايش عاطفي به ميزان قابل توجهي در هنر ژاپن و معمولاً در آثار برتر خود را نشان مي‌دهد.[41] كهن ترين بخش ادب ژاپني كه به ما رسيده است، شعر است و شعر قديم در نظر محققان ژاپني بهترين شعر آن سرزمين است. يكي از كهنه‌ترين و نامورترين كتاب هاي ژاپني مجموعه‌اي است شامل بيست دفتر و مركب از 4500 قطعه شعر كه مانيوشو (كتاب ده‌هزار برگي) نام دارد و در ظرف چهار قرن سروده شده و دو ويراستار آن را گرد آورده‌اند. آثار هيتومارو و آكاهيتو، مفاخر دورة عظمت نارا، در اين مجموعه جلب‌نظر مي‌كند. وقتي كه معشوقه ی هيتومارو درگذشت و جسد او سوخته شد و دود آن در ميان تپه‌ها به هوا رفت، هيتومارو مرثيه‌اي سرود كه از لحاظ كوتاهي به هيچ وجه با مرثيه‌هايي از قبيل مرثية طولاني يادبود اثر تنيسن انگليسي قابل سنجش نيست. اوه، آيا محبوب من است آن ابر سرگردان در شكاف كوه سخت دورافتادة هاتسوسه؟
----------- نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نمایش داده می شود ولی در سایت می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: سایت مرجع پایان نامه ها (خرید و دانلود با امکان دانلود رایگان نمونه ها) : elmyar.net **************** امپراطور داي‌گو نيز براي حفظ شعر ژاپني از دستبرد زمان كوششي كرد و يك هزار و يك صد قطعه از اشعار متعلق به يك صد و پنجاه سال پيش از خود را در مجموعه‌اي به نام كوكينشو (اشعار قديم و جديد) گرد آورد. در اين كار، تسورايوكي شاعر و محقق، دستيار او بود و مقدمه‌اي بر اين كتاب نوشت. مقدمة او که توصیفی است از شعر ژاپنی، بيش از اصل كتاب دلپذير مي‌نمايد؛ برگزیده ایی از این مقدمه برای درک احساس ژاپنی ها نسبت به طبیعت که بارها در اشعار این کشور دیده شده، آورده شده است: «شعر ژاپني بذري است كه از دل آدمي سربرمي‌آورد و برگ هاي بيشماري تنيده از زبان مي‌آفريند. … انسان، در اين جهان آكنده از اشيا، مي‌كوشد كه براي ابراز تأثیراتي كه از ديدن و شنيدن در دلش برمي‌خيزد، كلمه بيابد. … براي ابراز سروري كه از زيبايي شكوفه‌ها مي‌يابد، حيرتي كه از آواز پرندگان به او دست مي‌دهد، شوق لطيفي كه به هنگام مناظر غرقه در مه احساس مي‌كند، و همچنين همدردي سوگ‌آوري كه شبنم زودگذر بامدادي در او پديد مي‌آورد، در دل خود جوياي كلمات مي‌شود… شاعران، در بامدادان بهاري، كه زمين را براثر رگبار برف‌آساي شكوفه‌هاي گيلاس سفيد مي‌يافتند، يا در شبهاي خزاني كه خش خش فروافتادن برگ ها را مي‌شنيدند، يا در جريان سال ها كه در آيينه به انعكاس غم‌انگيز بيداد زمان خيره مي‌شدند، يا آنگاه كه از ديدن ارتعاش قطرات شبنم برتيغة پرمرواريد علف برخود مي‌لرزيدند، به شور درمي‌آمدند». در جزاير ژاپن، كه آتشفشان ها مناظر زيبايي به وجود آورده‌اند و باران فراوان زمين را سرسبز ساخته است، موضوع اصلي شعر تجليات و تحولات و شكفتن و پژمردن طبيعت است و تسورايوكي در اين زمينه بخوبي مطلب را ادا كرده است. برش هايي از طبيعت، برش هاي كم ‌اهميتي از منظره ی مزرعه‌ها و جنگل ها و درياها، شاعران ژاپني را سرمست مي‌گرداند- يك ماهي در دل يك نهر كوهستاني مي‌جنبد، قورباغه‌اي ناگهان به بركه‌هاي خاموش مي‌جهد، دريا باري دور از طغيان امواج، تپه‌اي پوشيده در مه بي‌جنب و جوش، قطره‌اي باران، لؤلؤوار، روي يك تيغة علف… كراراً موضوع عشق را با نيايش دنيايي كه در راه كمال است مي‌آميزند، يا بر زودگذري گل و عشق و آدمي مرثيه مي‌سرايند. اين ملت جنگ جو شعر رزمي كم مي‌گويد و سرودهاي روحاني هم به فراواني نسروده است. پس از عصر عظمت نارا، اكثر شاعران به كوته‌گويي رغبت نمودند. از ميان يك‌هزار و يك صد قطعه شعري كه در مجموعة كوكينشو گرد آمده است، همه، جز پنج قطعه، به صورت «تانكا»[42] سروده شده است. تانكا یكی از فرم های  قالب  كلاسیك و بسیار قدیمی ‌ژاپن است. شعر تانكا فرم ثابتی دارد كه تشكیل شده از پنج خط  كه به ترتیب پنج و هفت و پنج و هفت و هفت هجا دارند. در آن اثري از قافيه نيست زيرا تقريباً همة كلمات ژاپني در پايان خود داراي حرفي باصدا هستند و به دشواري در تنگناي مقيدات قافيه قرار مي‌گيرند. شعر كلاسيك ژاپني لفظاً و معناً اشرافي است. شاعران، به اقتضاي زندگي درباري، به جاي تازگي معني، به كمال صوري توجه مي‌كنند؛ به جاي ابراز هيجان ها، در اختفاي آنها مي‌كوشند؛ و آن چنان مغرورند كه جز به اختصار سخن نمي‌گويند. ولي در هيچ كشوري اهل سخن، در عين كم‌گويي تا اين اندازه گويا نبوده‌اند. ظاهراً شاعران ژاپن اصرار دارند كه درازنويسي و گزافه‌گويي مورخان خود را با اندك‌گويي خويش جبران كنند. مي‌گويند كه سه صفحه دربارة باد غربي نوشتن چيزي جز الفاظي عاميانه نيست و هنرمند حقيقي را نبايد هدفي جز اين باشد كه خواننده را به تفكر برانگيزد. براي برانگيختن تمام ادراكات و عواطفي كه شاعر غربي در تشريح آنها اصرار مي‌ورزد، شاعر ژاپني به كشف و بيان مفهومي تازه و جاندار بسنده مي‌كند. در نظر ژاپنيان، هر شعر سند الهامي است كه در يك لحظة گذرا روي داده است. شاعران اين ديار سر آن دارند كه زندگي خود را در بيتي منعكس گردانند؛ بنابراين در كوكينشو يا هياكونين ايشو (اشعار منفرد از صد تن) از حماسه‌هاي پهلواني يا رزمي و تغزلات دامنه‌دار خبری نیست. وقتي كه سايگيو هوشي عزيزترين دوست خود را از كف داد و راهب شد و براي تسلاي خويش به زيارتگاه ايسه پناه برد، منظومه‌اي مانند آدونيس اثر شلي يا حتي ليسيداس اثرميلتن نساخت، بلكه تنها اين ابيات ساده را سرود: چيست كه در اينجا هست؟ نمي‌دانم. با اين وصف، دلم از سپاس سرشار است، و اشك فرو مي‌ريزد! و زمانی که بانو كاگا نوچي‌يو به مرگ شوهر ماتمدار شد، فقط چنين نگاشت: آنچه به نظر مي‌آيد نيست، مگر رؤيايي. … مي‌خوابم. … بيدار مي‌شوم. … چه وسيع است بستر بي‌همبستر! همين شاعر بعداً در مرگ فرزند نيز دو خط بيشتر نسرود: آيا امروز تا كجا رفته است آن صياد دلير سنجاقك ها؟ در مجامع سلطنتي نارا و كيوتو، ساختن شعر تانكا نوعي تفنن اشرافي به شمار مي‌رفت. در اوج عصر هيان، امپراطور گاه‌گاه مجالس مسابقه برپا مي‌كرد، در اين مجالس، جمعي از شاعران كه تعدادشان به يك هزار و پانصد مي‌رسيد، در حضور داوران دانا، تانكا مي‌ساختند. در سال 951 براي رتق و فتق مسابقه‌ها، «ادارة شعر» تأسيس شد و به بايگاني كردن قطعات برنده پرداخت. در قرن شانزدهم، ژاپنيان تانكا را دراز شمردند؛ در نتيجه قالب شعری هوكو[43] يا های كو[44]پيدا شد. هايكو با قالبی بسيار ساده، فقط سه مصرع دارد؛ پنج هجا در سطر اول، هفت هجا در سطر دوم و پنج هجا در سطر سوم؛ روي هم رفته هفده هجا[45]. مردم ژاپن كه بين دو قطب ادراك و عاطفه در نوسانند و از اين رو به آساني از سبكي به سبكي ديگر مي‌گرايند، ديوانه‌وار از شعر جديد استقبال كردند. در عصر گنروكو(1688-1704) ساختن «هوك‌كو» در همه‌جا معمول شد؛ مردان وزنان، بازرگانان وجنگجويان، و پيشه‌وران و كشاورزان دست از كار كشيدند و به مسابقات بديهه‌گويي روي آوردند و چندان در مجالس مسابقة «هوك‌كو» شرط‌بندي كردند كه برخي از سودجويان تشكيل اين مجالس را حرفة خود ساختند و به خالي كردن جيب هاي هزاران تن پرداختند. عاقبت، حكومت مداخله كرد، به اين پايگاه هاي شعري تاخت، و آن هنر كاسبانه را از رونق انداخت. هايكو بيانیست بسيار كوتاه از ذهنيت و ديدگاه شاعر به جهان هستی؛ اين ديدگاه ممكن است گاه آنقدر متمركز باشد كه در جهيدن غوكی در آب خلاصه شود. در هايكو مشاهده ی دقيق طبيعت و عشق به آن باز گفته می شود. نماد گرايی و اشاره هايی پنهان، كه غالباً لطيف است، فراوان به كار برده می شود. هایکو چیزی فراتر از فرم ادبی است؛ راه و وسیله ای است برای دیدن و درک دنیای پیرامون؛ هر هایکو لحظه ای را در خود تسخیر می کند؛ لحظه ای عادی که آوازش تا به دورها شنیدنی است و وقتی این لحظه، یم دم انسان را به بودنش به باور می رساند تا با خود بگوید: "خیلی آشناست ... این را من نیز دیده ام ، شنیده ام و..."بسياری از هايكوها، نگاره ها يا تصويرهای كلامی زيبايیست، اما نه توصيف پر از ريزه كاری و پركار؛ نگفته ها و نيامده ها  در آن بسيار است و خواننده مختار است كه آن ها را در انديشه ی خود پر کرده و به هر شكلی كه می خواهد تعبير كند. كم نيست هايكوهايی كه می توان آن ها را به چندين گونه تعبير كرد؛ زبان ژاپنی از اين نظر بسيار انعطاف پذير است. شكل گيری هايكو و تكامل آن روند مدت داری را پيمود،  اما بسياری بر اين باورند كه سر آغاز جهش هايكو سرايی، با هايكویی شكل گرفت که ماتسوئو باشو[46] ( 1694- 1644 ) سرود. بركة قديمي، آري، و صداي غوكي كه در آب مي‌جهد. باشو را عموماً بزرگترين هايكو سرای ژاپن قلمداد می كنند؛ با اينكه از طبقة ساموراي بود، در جواني چنان ازمرگ خداوندگار و استاد خود متأثر شد كه زندگي درباري را ترك گفت، از همة لذات جسماني روي برتافت، آوارگي و تفكر و تعليم پيش گرفت و فلسفة آرامش‌پسند خود را با وصف طبيعت آميخت و به زبان شعر بازگفت. او كه از رهروان ذن بود، با خلاقيت و احساسات عميق خود، مظامين نو و پر باری را در هايكو خلق كرد كه تأثير ذن بر آن كاملاً مشهود بود. در هايكو برکه قدیمی، چيز انقلابی، بينش باشو است به طبيعت، كه زمينه ی شعر او را می سازد. او در واقع به اعماق كل آفرينش راه يافته و آنچه آنجا ديده به صورت نقش بر این هايكو بيرون آمده است. بسياری معتقدند كه هايكو سرايی باشو آغاز دوران جديدی در شعر سرايی ژاپن بود. دكتر سوزوكی معتقد است: پيش از باشو كار هايكوسرايان بازی با كلمات بود و همين باشو را بر آن داشت كه شأن هايكو را به مرتبه ی بالاتر برساند. می توان گفت كه هايكو از راه های گوناگون بازتاب منش ژاپنی ست. ژاپنی ها به دراز گويی خوگر نيستند؛ استدلالی نيستند، از انتزاعات عقلی می پرهيزند، بيش تر شهودی اند و چنين می پسندند كه واقعيت ها را چنان كه هستند، بی هيچ تفسير، خواه تفسير عاطفی و خواه مفهومی، بيان كنند. در زیر نمونه هایی از هایکو ژاپنی، برای درک دیدگاه آنها به طبیعت که بر تمام هنرهای آنان تاثیر گذار است آورده شده است: ساقة علف، كه از روي آن يك سنجاقك براي فرود آمدن كوشيد.  ماتسوئو باشو   می شكفند و . . . نگاه می كنيم و . . . فرو می ريزند و . . .                                        اواجينا اونيتسورا [47] آه از اين دنيای پر مشغله ! سه روز تمام نديده ام شكوفه ی گيلاس                                      اوشيما ريوتا [48]   شكوفه های آلو ايثار می كند بوی خود را بدان كس كه شاخه را می شكند.                                     بانو چی يوجو[49] بیدار شو پروانهدیر شده است، راهی دراز داریمبرای همراهی.   ماتسوئو باشو با تربچه اش راه را نشان می دهد تربچه چين                    كوباياشی ايسا[50]  -15252704355465تصویر 9-1. خوشنویسی هیکایکو (اولین خط ژاپنی) با استفاده از حرکات بی پروای قلم. منبع تصویری: نله دله.1382. 00تصویر 9-1. خوشنویسی هیکایکو (اولین خط ژاپنی) با استفاده از حرکات بی پروای قلم. منبع تصویری: نله دله.1382. نقاشي هاي ژاپني براثر نياز به مصور كردن متون، توسعه يافته است. در تمام عصرها محبوبيت غزل "واكا"[51] در هنر گرافيكي تأثير شديدي داشته است. اين وحدت متن و تصوير كه در آثار نقاشی سنتي ياماتواي[52] در حدود قرن نهم آغاز شده و به سبك ملي متمايزي توسعه يافته است، احتمالاً مشابه با هنر هيچ ملت ديگري نيست. ارتباطی تنگاتنگ و مشابه بين متن و نقاشي در نقاشي هاي طوماري ديده مي شود. اما اوج هنر امپرسيونيستي بعد از نقاشي، فراتر از تصوير رفته و محتواي معنوي آن با فرم هاي ادبي ثابت در هم ریخته بود. اين نكته مهم در نماد معنوي هنر ذن ظاهر مي‌شود. آنچه مسلم است، هايكو به گونه ای تجلی عرفان ذن را نمود می كند. شايد نتوان هايكو را شعر ذن ناميد اما مسلماً نمی توان تاُثيرات ذن برآن را انكار كرده و يا بنيان های هايكو و ذن را از يكديگر مجزا دانست؛ مشابه این گونه تاثیرات را در نقاشی های متاثر از آیین ذن نیز می توان دید؛ هنرمندان ذن فقط از جوهر تك رنگ و از حداكثرسازي موضوع و قلم كاري بسيار مختصر استفاده مي كردند. آنها با چند ضربه قلم مو، ارزش هاي معنوي جاودان و افكار نامحدود را آشكار مي سازند و منظورشان اين نيست كه تجريد از لحاظ زيبايي شناسي خود قابل ارزش است، بلكه تجريد مي‌تواند به علامت يا نماد فعاليت معنوي الهام بخش تبديل شود.[53] 1-4 خوشنویسی -31115-398716500زبان ژاپنی تا حدود قرن پنجم میلادی، خط نوشتاری نداشت و برای مکتوب کردن اشعار و افسانه ها، اطلاع رسانی وحتی نامه نگاری از برخی گونه های نقاشی استفاده می شد. با ورود خط چینی و پیوند بلافصلش با خوشنویسی، نوشتار جدا از جنبه کاربردی اش به عنوان هنری جدید در کشور ژاپن مطرح شد. در بسیاری از موارد نقاش و خطاط یکی شدند. آثار فراوانی از تلفیق تصویر و نوشته به وجود آمدند و مصداق کلمه گرافیک شدند.[54] خط نوشتاری و خوشنویسی، یکی از اولین و مهم ترین هنرهایی است که ژاپنی ها از چین وام گرفتند. «کاراکترهای اولیه این خط، یا کانجی[55]ها را «تس آنگ چیه»[56] با الهام از رد پای پرندگان، در 1800ق.م ابداع کرد و شکل تکامل یافته و متحول شده آن، پس از طی چند سده، در دوران سلسله های نارا[57] و آسوکا[58](522-749ب.م) پا به ژاپن گذاشت»[59] در نگارش کانجی توجه به انحناهای خاص هر کاراکتر، میزان کلفتی و نازکی خطوط تشکیل دهنده آن و حتی میزان فشار قلم مو برای نوشتن اجزاء مختلف متن حائز اهمیت بود. [60]ورود الفبای چینی، هنر خوشنویسی را نیز با خود به همراه آورد برای فهم بهتر حروف و خوشنویسی چینی، بسیاری از تلفظ ها و حتی اشکال ظاهری حروف تغییر یافت. چنان که با شیوه نگارش چینی کاملاً تفاوت داشت. کوکایی اولین خط ژاپنی را با حرکات بی پروای قلم، معروف به هیکایکو پدید آورد. او حروف سنسکریت را سر مشق خود کرده بود. برخی از دست خط هایاو به اواخر قرن نهم می رسد، هنوز در دیر کویا سان، که مرکز مکتب شین گون است، موجود است[61](تصویر1-9). « ژاپنی ها سه روش قانونمند برای خطاطی و نگارش کانجی ابداع کردند: کایشو[62]: دست خطی قانونمند و استاندارد، که عمدتاً برای ثبت اسناد و مدارک رسمی متون ادبی بودایی کاربرد داشت. گیوشو[63]: دست خطی با حروف ساده و اختصار یافته (از لحاظ فرم هر یک از حروف) که پیوسته و روان نوشته می شد و کاربرد غیر رسمی داشت. سوشو[64]: دست خطی با فرم های شکسته، اغراق شده و پیچیده است، که بیشتر برای نامه نگاری های شخصی و نگارش شعر استفاده می شد.»[65] -869951356995تصویر 10-1. استفاده از قلمو در خوشنویسی ژاپنی. منبع تصویری: taringa.net 00تصویر 10-1. استفاده از قلمو در خوشنویسی ژاپنی. منبع تصویری: taringa.net -6159531369000این نکته مهمی است که بدانیم هنر ژاپنی منشاء نوشتاری دارد و نه منشأ بیانی. (تصویر1-10) به رغم آنکه ابزار آغازین نقاشی و نوشتار یکسان (قلم مو) بوده است، این نقاشی نیست که نوشتار را درون سبک تزئینی خود می کشد، برعکس عمل نوشتار است که حرکت های نقاشی را زیر سلطه خود پرورش می دهد؛ به صورتی که نقاشی کردن هرگز چیزی جز نوشتن نیست. [66]رولان بارت در کتاب امپراتوری نشانه ها با یک مقایسه بین عمل نوشتار در شرق و غرب، این نکته را این گونه بیان می کند«در مغازه نوشت افزار مکان گرد آمدن اشیای ضروری برای نوشتار است...اینجاست که دست با ابزار و ماده خط برخورد می کند...از این رو هرملتی مغازه نوشت افزار خاص خود را دارد، درایالت متحد، مشخصه ی چنین مکانی، فراوانی، دقت و هوشیاری آن است...آنجا مصرف کننده هیچ نیازی به تعمق در نوشتار خود ندارد...استیلای کاملی بر وسایل بدون آنکه هیچ خیال بافی درباره خط یا ابزار در کار باشد، نوشتار در موقعیتی کاملا مصرفی قرار می گیرد و هرگز به بازی یک انگیزش بدل نمی شود...موضوع نوشت افزار ژاپنی نیز همین نوشتار پنداره نگارانه است که در یک نگاه ما، ظاهرا از نقاشی ریشه گرفته است، در حالی که درست برعکس، این نوشتار است که نقاشی را بنیان می گذارد.»[67] 292106456045تصویر 1- 12. تنوع خط در نمونه هایی از کالیگرافی ژاپن. منبع تصویری: index.php.htm 00تصویر 1- 12. تنوع خط در نمونه هایی از کالیگرافی ژاپن. منبع تصویری: index.php.htm 42056051513840تصویر1- 11. "از شر حذر کن، خیر انجام ده." کالیگرافی اثر: ایکیو سوجون. قرن15. معبد دایتوکوجی کیوتو. منبع تصویری: index.php.htm 00تصویر1- 11. "از شر حذر کن، خیر انجام ده." کالیگرافی اثر: ایکیو سوجون. قرن15. معبد دایتوکوجی کیوتو. منبع تصویری: index.php.htm left538734000righttop00راهبان بودایی که جزء اولین و مهم ترین کاتبان کانجی در ژاپن بودند، تمرکز برای خوشنویسیِ «سوترا» را بهانه ای برای مراقبه و تزکیه نفس قرار دادند. خوشنویسی در ارتباط با بودیسم به عنوان هنری الهی و مقدس جلوه گر شد و خطاطان کانجی از مرتبه و احترام خاصی در جامعه برخوردار شدند. کالیگرافی تقریبا نزد تمام‌ پیشوایان بانفوذ ذن، عمومیت دارد. تنوع بسیار کاراکترها، شیوه ی نگارش، گردش قلم و امکانات ترکیب آن با یکدیگر موجب گشته‌ است تا کالیگرافی به مثابه ی یک ابزار بیان فردی امکانات‌ بسیاری داشته و کاتبان ذن از آن به شیواترین وجه سود برند(تصویر1-12). از آن‌جا که کار با قلم‌مو بیان‌ شخصیت فردی به حساب می‌آید، نگارش و نقاشی‌ خالص و با وجود، امتیاز مسلّم نخستین استادان ذن‌ است. از زمان ریختن آب روی سنگ مرکب‌ سازی تا فراهم آمدن مرکب، این فرصت برای کاتب ذن فراهم‌ می‌آید تا تمرکز نماید و به هنگام حرکت قلم‌مو روی‌ کاغذ به صورت آزاد و راحت عمل نماید. قلم‌موی نرم‌ کالیگرافی،که میان بند انگشتان قرار می‌گیرد، به راحتی‌ پاسخ گوی حرکات بند انگشتان، مچ دست، آرنج و کتف قرار می‌گیرد.[68] و این گونه می تواند بلغزد، بر خود بپیچد، برخیزد و خط را به گونه ای همراه خود در هوا بچرخاند؛ قلم مو انعطاف نفسانی و لغزندگی دست را دارد. از آنجایی که در این فرآیند خطوط فی البداهه[69] کشیده می شوند، اصلاح، دوباره‌کاری و تجدید نظر میسر نیست. رولان بارت این نکته را این گونه بیان می کند: «در شرق، آنجا که آینه ها تهی هستند، چه نیازی می توان به پاکن ها وجود داشته باشد.» چرا که «در نوشتار فی البداهه طرح و افسون، خود حرکت و اصلاح آن حرکت نا ممکن است. زیرا خط با آزاد شدن از تصویر ممتازی که تصویرگر می خواهد از خود عرضه کند، چیزی را بیان نمی کند، بلکه تنها، چیزی را در هستی نگه می دارد.» [70] بازنویسی خط نیز نا ممکن است، حتی اگر شبحی از آن بر صفحه وجود داشته باشد. نوشتار اغلب بر نوعی خلأ رسم می شود؛ کاغذ هایی با هزاران بافت گوناگون؛ اکثر آنها در تار و پود خود، دانه های آسیا شده، کاه های روشن و شاخه های شکسته شده دارند که نشانی ازطبیعت و منشع گیاهی آنهاست. 3054985226568000با رواج هایگا[71]، یا هنر مصور سازی هایکو، آثار بسیاری از تلفیق موزون خط و نقاشی خلق شدند و خوشنویسی هم پایه تصویرگری، در هنرهای تجسمی ژاپن جا باز کرد. خوشنویسان اشعار هایکو، برای تجلی احساس نهفته در ادبیات و کلمات هر یک را بارها و بارها نوشتند. تمرکز برای نوشتن کلید واژگان کانجی با مفاهیمی چون: عشق، طبیعت، وفا، طریقت و... جدا از جنبه های هنری، به شیوه ای از سیر و سلوک بدل شد. بعضی خطاطان تمام عمر هنری خویش را صرف ممارست در نوشتن چند کلید واژه کردند و شیوه های متنوع و بسیار شخصی در خوشنویسی پدید آمد. شیوه های که با گذشت قرن ها، ورود تکنولوژی و حتی تغییرات سیستم نگارشی، در هنر ژاپن، نهادینه شده است[72](تصویر1-13). امروزه نیز در ژاپن خوشنویسی وسیله ای است برای تمرین تربیت روانی و از آنجا که بهانه ای است برای مراقبه و رسیدن به روشن شدگی، هنری مقدس و الهی به شمار می آید. بر همین اساس در خوشنویسی ژاپن شیوه های بسیار شخصی متنوعی پدید آمده است. شیوه هایی که در هنر این سرزمین تثبیت شده اند و امروزه نیز کاربرد دارند. 30333951097915تصویر1- 13. نمونه هایی از هنر هایگا(مصور سازی هایکو) منبع تصویری:shogun gallery 00تصویر1- 13. نمونه هایی از هنر هایگا(مصور سازی هایکو) منبع تصویری:shogun gallery تعداد بسیار زیاد کاراکترهای کانجی[73]، و پیچیدگی هایی که برای ساختن کلمات جدید ایجاد می شد و مشکلاتی که در صرف و نحو افعال وجود داشت، باعث شد ژاپنی ها دو روش جدید هجانگار و مکمل کانجی را برای نوشتن ابداع کنند.[74] در صد سال اخیر، یک سیستم نوشتاری تحت عنوان رومانجی[75] نیز به این زبان اضافه شده که الفبای آن همان الفبای رمان یا زبان انگلیسی است. این سیستم یعنی نوشتن ژاپنی با حروف انگلیسی در موارد مانند تابلوهای راهنمای خیابان ها، دیکشنری ها و کتاب های آموزش زبان ژاپنی و حتی در بعضی آثار گرافیکی که ماهیت غربی دارند، مورد استفاده است.[76] به طور سنتی ژاپنی ها در ستون های عمودی می نویسند و این ستون ها را از راست به چپ می خوانند؛ اما در دهه ی 1800 با تأثیر پذیری از شیوه نوشتار غربی، ژاپنی ها تمرین نوشتن به صورت افقی و از چپ به راست را آغاز کردند. امروزه آنان قادرند به صورت افقی نیز بخوانند و بنویسند و در رسانه ها و علایم هم می توان تلفیقی از هر دوی این شیوه ها را مشاهده کرد. اما این مسئله مشکلات بسیاری را برای مخاطبان ایجاد کرده است؛ زیرا خوانندگان نمی دانند که متن افقی پیش رویشان را باید همانند پیشینیانشان از راست به چپ بخوانند و یا همانند غربی ها از چپ به راست. بخشی از این مشکلات پس از جنگ جهانی دوم تحت تأثیر آمریکایی ها خاتمه یافت و دولت قانونی را پذیرفت که بر طبق آن نوشتار افقی باید از چپ به راست نوشته شود ولی با این وجود هنوز هم گاهی اوقات کتاب ها و مجلات گیج کننده هستند. به همین دلیل وقتی کتاب یا مجله جدیدی چاپ می شود، اغلب درمورد آن توضیح می دهند که به شیوه مطبوعات غربی گشوده می شود یا به شیوه مطبوعات ژاپنی.[77] 5842041275000علاوه بر اینها از آنجا که حروف هیراگانا روان نوشته می شوند و حروف کاتاکانا زاویه دار هستند و کاراکترها ی کانجی هم علاوه بر تعداد بسیار زیادی که دارند، فرم های بسیار متفاوتی را شامل می شود، مشکلات فنی و پیچیدگی های کاربردی بسیاری برای طراحان گرافیک ژاپنی پدید آمده است ولی همین گوناگونی نظام های نوشتاری موجب شده که طراحان گرافیک این کشور در مواجه با مخاطبان و موضوعات متفاوت، برای خلق فضاهای مورد نظرشان آزادی عمل بیشتری داشته باشند و حتی گاهی به کمک این شیوه های نوشتاری در پیام رسانی به مخاطبان غیر ژاپنی هم موفق عمل کنند. به عنوان نمونه از پوستر درختان(تصویر14-1) اثر روئیشی یاماشیرو [78] می توان نام برد.


:: بازدید از این مطلب : 113
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 10 مهر 1396 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران