چکيده: هرچه فضاي شهري فشردهتر و ملموستر ميگردد بينظمي وعدم هويت بصري بيشتر رخ مينمايد و پيامدهاي نامطلوب ناشي از چهره بيمار شهري، عدم سهولت در ارسال و دريافت پيامهاي بصري محيط، تحريک بعدي و فرسودگي رواني و سلب آرامش، عدم ايجاد ارتباط مناسب و احساس تعلق با محيط و عدم ايجاد انگيزه فعاليت و بيشتراحساس ميشوند. با توجه به تأثير شگرف محيط زندگي بر روان و فعاليت انسان و اهميت نياز به انساني کردن هر چه بيشتر سيماي فضاي زندگي، کوشش در جهت بهبود چهره شهرها هم راستا با تلاش جهت بهبود عملکرد شهرها در جهت انساني شدن زندگي انسان ضروري است. لذا مجسمهسازي محيطي بايستي سويه عمل خود را در جهت حل اين معضلات قرار دهد تغيير يکباره چهره شهر بواسطه دگرگوني بنيادين در معماري و شهرسازي از يک سو و کشف گسترهي نوين در عرصه تفکر و عمل مجمسهسازانه از سوي ديگر، ارتباط محيط معماري و مجسمهسازي را کاملاً دگرگون کرده است. مفهوم حجم به منزله فضاي سازمان يافته، عرصهاي پيوسته بين مجسمهسازي، معماري و طراحي محيط است. از اين نظر شهر قبل از هر چيز از پويش و آميزش فضا و ساختارها شکل مييابد. سازماندهي محيط شهري به منزله فرم و فضاي سازمان يافته، تقليل آلودگيهاي بصري، ايجاد وحدت بيشتر در ساختار فضا و احجام شهري، هويت بخشي به عناصر و فضاهاي شهري به مثابه عناصر ديواري و ايجاد امکان سهولت در ارسال ودريافت پيامدهاي بصري، نيازمنديهاي عمومي تغيير چهره شهري است که ميتواند تأثير فضاهاي عمومي به شهر را بهبود بخشد. اضافه نمودن بيقاعده حجم مانند اضافه نمودن هر عنصر بصري فعال ديگر ميتواند به گسترش اغتشاش و بيساماني بينجامد. مجسمههاي محيطي به عنوان عنصري از محيط شهري ميبايست با توجه به ضوابط و نيازمنديهاي کلي شهري و نيازمنديها و خصوصيات بصري چهره شهري انتخاب و نصب گردند تا به شلوغي بيشتر محيط شهري نيافزايد و از کارائي و تأثير مجسمه نکاهد. اين تحقيق به روش کتاب خانه اي انجام گرفته است .نظر استاد راهنما براي چاپ در پژوهش نامه دانشگاه مناسب است □ تاريخ و امضا








