کرده اند که حس صلح و هماهنگی و گرما و آسایشی را پدید آورند که فکر میکنند بخش ذاتی از زیبایی است. سرشت گذرا و ناپایدار قلمرو ماده در هنر و فرهنگ ژاپنی نقشی محوری دارد. در هنر ژاپن، دو گرایش مجزا و گاه ناسازگار با هم قابل بررسی است. نخست گرایشی که مبتنی است بر تقلید از طبیعت و طبیعتپردازی. هنرمند ژاپنی جهان بیرونی را آنگونه که هست تجسم و بازنمایی میکند.[28] شیفتگی هنرمند ژاپنی به طبیعت، متفاوت با برخورد هنرمند چینی است. در نظر هنرمند چینی طبیعت بسیار متفکرانه، فراخ و مظهر آرامش و ایستایی است. اما رویکرد هنری ژاپنی ها به طبیعت با احساساتیگری آمیخته است و ویژگی صوری و تصنعی و تزیینی به خود میگیرد واگر چه اسلوبی سنجیده و با مهارت دارد اما در نهایت راه به تفنن میبرد. به طور کلی در هنر ژاپنی رنگهای درخشان، ترکیببندیهای شگفتانگیز، تأکید بر اسلوب، حساسیت به بافت و تمایل به تزیینات بسیار به چشم می خورد.[29] گرایش دوم، گرایش دروننگرانه و صور خیال شاعرانه است. روح اثر هنری در چنین آثاری از نظر بیننده بیشتر و مشخصا ژاپنی است و بهرهمندی آن از نگاه عارفانه و دروننگر فرهنگ ژاپنی در کنار بهرهگیری از سنتهای بومی، جلوهی نمایانتری مییابد.[30] 3761105-111125تصویر 1-3.دو نمونه از آثار تسا میتسونبو. قرن15 منبع تصویری: taringa.net 00تصویر 1-3.دو نمونه از آثار تسا میتسونبو. قرن15 منبع تصویری: taringa.net righttop00شاهكارهاي نقاشي ژاپن در طي هزار و دويست سال به وجود آمدهاند، به شاخه های فراوان گوناگون منشعب شدهاند و براثر گذشت زمان، از ميان رفته يا آسيب ديدهاند. در وهله ی اول، بايد گفت كه ژاپني ها، همانند چيني ها، با همان قلم مويي كه خط مينوشتند نقاشي ميكردند و مثل يوناني ها در آغاز، براي خط نويسي و نقاشي واژهاي يگانه داشتند. نقاشي ژاپني هنر خطوط است، نقاش ژاپني موادي ساده به كار ميبرد: مركب يا آبرنگ، قلممو، كاغذ نقاشي يا قماش ابريشمين. اما كار نقاش بسيار دشوار است، هنرمند بايد بر دو زانو بنشيند و روي پارچة ابريشمين يا كاغذي كه بر كف اطاق پهن ميكند خم شود، و برقلمموي خود چنان مسلط باشد كه از گردش آن هفتاد و يك شيوة گوناگون پديد آورد. در ابتدا كه آيين بودايي بر هنر ژاپني غلبه داشت، پيكرنگاران ژاپني، به شيوة نقاشي تركستان و آجانتا بر ديوارها تصوير ميكشيدند اما آثار مشهوري كه از گذشته باقي مانده است، تقريباً همه به صورت طومار (ماكي مونو) يا پرده (كاكهمونو) يا تجيرند. تصاوير ژاپني يا جزو تزيينات ساختمان هاي معابد و قصرها و منازل بود يا به عنوان يادگار در گنجينههاي خانوادهها حفظ ميشد، و فقط گاه به گاه مورد بازبيني اعضاي خانوادهها قرار ميگرفت. چهره نگاري، يعني كشيدن صورت فردي معين، كاري بسيار نادر بود. نقاشان معمولا به مناظر طبيعي يا صحنههاي جنگي ميپرداختند، يا از حالات زنان و مردان و جانوران ديگر صورت هاي ريشخندآميز ميكشيدند. 28321001233805تصویر-1 4. گل ها و پرندگان اثر سس شیو. قرن 15. منبع تصویری: theodmgroup.com 00تصویر-1 4. گل ها و پرندگان اثر سس شیو. قرن 15. منبع تصویری: theodmgroup.com 18415399796000righttop00نقاشي ژاپني به مثابه شعري بود درباره ی عواطف انسان و بياعتنا به توصيف دقيق اشيا؛ از اين رو به فلسفه نزديك و از عكاسي دور بود. نقاشي ژاپني به واقع گرايي توجهی نميكرد و به ندرت در حفظ شباهت هاي ظاهري اهتمام ميورزيد. مقتضيات سايه و روشن را رعايت نميكرد و با تحقير از آن در ميگذشت. ترجيح ميداد كه چيزها را در جوي كاملا روشن عرضه دارد؛ همچنين اصل مناظر ومرايا، يعني كوچك نشان دادن اشياي دوردست را لازم نمي دانست و به اصرار نقاشان غربي دراين باره لبخند ميزد. هوكوسايي، با تساهلي فيلسوفانه، ميگويد: «در نقاشي ژاپني شكل و رنگ عرضه ميشود بيآنكه براي برجسته نشان دادن تصاوير كوششي به كار رود. ولي در شيوههاي اروپايي، تصاوير و واقع نمايي آنها مورد نظر است.» هنرمند ژاپني، درهر مورد، ميخواست احساس خود را ابراز كند نه آنكه يك شيء را نمايش دهد؛ ميخواست به نگرنده حالتي را القا كند، نه آن كه چيزي را به تماشاگذارد. به نظر او، نمايش همه ی اجزاي يك صحنه ضروری نيست. نقاشي مانند شعر بايد با چند جزء با معني، خيال تماشاگر را به جنبش درآورد و حالتي عميق را در او برانگيزد. نقاش به سهم خود شاعر است و وزن و تناسب خطوط وموسيقي اشكال را مرتبهها از هيئت واقعي اشيا مهم تر ميشمرد. بر آن است كه اگرنسبت به احساس هاي خود صادق باشد، به قدركفايت رعايت واقعبيني را كرده است. -17151351753870تصویر1 -5. اوگاتا كورين.رهبر مكتب اين تزئيين گرايان قرن 17 ژاپن. منبع تصویری: taringa.net 00تصویر1 -5. اوگاتا كورين.رهبر مكتب اين تزئيين گرايان قرن 17 ژاپن. منبع تصویری: taringa.net محتملا كشور كره، نقاشي را به اين امپراطوري بيآرام آورد؛ اما نقاشي ژاپني سال ها زير نفوذ نقاشي چيني قرار گرفت. نقاشان ژاپني هنگامي توانستند به مناظر و موضوع هاي خاص ژاپن بپردازند كه رابطه ی چين و ژاپن گسست. درحدود سال 1150 نحلة ملي نقاشي به كمك دربار و اشراف دركيوتو پديد آمد. اين نحله، كه با موضوعات و سبك هاي خارجي مخالفت ميكرد و سراهاي اشرافي پايتخت را با تصاوير گل ها و مناظر ژاپن ميآراست، استادان بزرگ پرورد و به نام هاي متعدد درآمد: «ياماتو ريو»، «واگاريو»، «كاسوگا» كه نام بنيادگزار آن بود، و بالاخره «نحلة توسا» كه از نام تسا ميتسونبو[31](1434–1525) گرفته شد. او كه نقاش رسمي دربار بود به روش نقاشان چيني بر خط هاي شكل ساز تاكيد كرد ولي از مضمون ها و نقش مايه هاي كهن بومي نيز مايه گرفت.[32] نحلة ملي، به بركت وجود توسا اعتبار ملي يافت چرا که هيچ يك از آثار نقاشي چين، نميتوانست از لحاظ شور و گرمي و تنوع و طنز، با طومارهايي كه هنرمندان ملي ژاپن از مناظر عشق و جنگ فراهم آوردند برابري كند(تصویر1-3). اما به مرور ايام سبك هاي نقاشي ژاپني بيروح و تابع قيد و محدوديت شدند، و نقاشان يك بار ديگر تحت تأثير سبك هاي چيني عصر درخشان سونگ قرار گرفتند. ميل به تقليد چنان شدت يافت كه هنرمندان ژاپني، بدون آنكه هرگز به چين رفته باشند، عمر خود را به كشيدن اشكال و منظرههاي چيني ميگذرانيدند بزرگترين نقاش ژاپني، سسشيو[33] righttop00(1420-1506) در اين دوره پديد آمد. وي از 32569151826260تصویر1 -6. ايكنو تايگا. از نمایندگان مکتب نانگا (نقاشی جنوبی). منبع تصویری: theodmgroup.com 00تصویر1 -6. ايكنو تايگا. از نمایندگان مکتب نانگا (نقاشی جنوبی). منبع تصویری: theodmgroup.com روحانيان فرقه ی بودايي ذن بود؛ آثار او از حيث تنوع و وفور و دقت و روشني در ژاپن بي سابقه بودند و درچين هم به ندرت نظيري داشتند. در نظر هنردوستان ژاپني، آثار او همان پايه و مايهاي را دارد كه آثار لئوناردو نزد اروپاييان(تصویر1-4). 33293051358900تصویر -17. در مکتب نانگا الگوی چینی با مایه ی طنز و جنبه تزیینی آمیخته شده است. اثر يسانو بوسن. منبع تصویری: thepic.wordpress.com 00تصویر -17. در مکتب نانگا الگوی چینی با مایه ی طنز و جنبه تزیینی آمیخته شده است. اثر يسانو بوسن. منبع تصویری: thepic.wordpress.com 3322955-45847000در عصرهاي شوگوني آشيكاگا و توكوگاوا، نفوذ چين در بين هنرمندان بسياري كه مورد حمايت اميران زميندار بودند، دوام آورد. در دستگاه هر يك از اميران ژاپن، نقاشي برجسته صدها تن را تعليم ميداد. در حدود 1660 گروه جديدي به رهبري كويتسو[34] و اوگاتا كورين[35]( 1658-1716) تشكيل شد. آنها شيوهها و موضوعات چيني را كهنه دانستند و به مناظر و موضوعات زندگي ژاپن روي آوردند. كويتسو استعدادهاي گوناگون داشت، او در خوشنويسي و نقاشي و فلزكاري و لاككاري و درودگري چيرهدست بود و مانند ويليام ماريس، براي احياي تصاوير چاپي زيبا نهضتي به راه انداخت و شاگردان گوناگون خود را در دهكدهاي گرد آورد. مكتب اين تزئيين گرايان، توسط اگاتا كرين كه هماورد كويتسو به شمار ميرفت ادامه يافت و شهرت بين المللي كسب كرد. درتركيب بندي هاي زيبا و سنجيده كرين كوه ها, شاخه ي درختان پر شكوفه و امواج آب بر زمينه اي زرين درهم آميخته شده اند؛ او در كشيدن اشكال درختان و گل ها اعجاز ميكرد و به قول معاصرانش، با يك حركت قلم مو ميتوانست برگ زنبق را بر پارچة ابريشمين نقش كند و بدان جان بخشد، هيچ يك از صورتگران ژاپني درانتخاب موضوعات خاص ژاپن وابراز ذوق و لطافت ژاپني به گرد او نرسيدهاند.[36]( تصویر1-5) رونق مكتب كرين در دوران تكوگاوا مانع پيدايي جريان هاي ديگري در نقاشي ژاپني نشد. ايكنو تايگا[37] 1723–1776) ) و يسانو بوسن[38] (1716–1783) از جمله نمايندگان مكتبي هستندكه نانگا (نقاشي جنوبي) نام دارد. در واقع مكتب مذكور معادل مكتب فرزانه نقاشان چيني به شمارمي آيد. با اين حال در مكتب نانگا الگوي چيني با مايه ي طنز و جنبه ي تزئيني آميخته شده است.[39] 37090351852295تصویر -18. پیروی از عینیت گرایی غربی در آثار مارویاما اوکیو. قرن18. منبع تصویری: masterworks.com 00تصویر -18. پیروی از عینیت گرایی غربی در آثار مارویاما اوکیو. قرن18. منبع تصویری: masterworks.com righttop00 آخرين نحلة نقاشي ژاپني كه جنبة تاريخي دارد، در قرن هجدهم به وسيلة ماروياما اوكیو[40] در كيوتو برپا شد. «اوكيو» كه وابستة مردم بود و از نقاشي اروپايي اطلاعاتي داشت، تصميم گرفت كه برخلاف عرف هنري ژاپن، ايدئاليسم و امپرسيونيسم را ترك گويد و مطابق واقعپردازي (رئاليسم) مناظر سادة زندگي روزانه را نقاشي كند. اين نقاش در بازنمايي جانوران, حشرات و گياهان تا حدي از عينيت گرايي غربي پيروي مي كرد(تصویر1-7). پيروان سبك قديم از تجدد او هراسيدند، اما اوكيو از راه نو خود، پا بيرون ننهاد. به هنگام مرگ او (1795) سبك واقعپردازي نه تنها در ژاپن، بلكه در جهان مقامي يافته بود. 1-3 شعر بهطور كلي، هنر چيزي جز توصيف و انعكاس تصورات ذهني نيست. نگرش دروني افراد به طبيعت و عكس العمل هاي عاطفي آنها به دنياي طبيعي، نقطه شروع هنر است؛ و نكات مهمي براي شناختن ويژگي هاي هنر مردم ارائه مي كند. مفهوم معنوي كه هنر ژاپن سعي در بيان آن دارد، بسیار پيچيده است؛ بهطوريكه نمي توان برداشتي كلي از آن داشت. اما مي توان احساسات گرايي را در آن به عنوان يكي از بارزترين ويژگي ها دانست. گرايش عاطفي به ميزان قابل توجهي در هنر ژاپن و معمولاً در آثار برتر خود را نشان ميدهد.[41] كهن ترين بخش ادب ژاپني كه به ما رسيده است، شعر است و شعر قديم در نظر محققان ژاپني بهترين شعر آن سرزمين است. يكي از كهنهترين و نامورترين كتاب هاي ژاپني مجموعهاي است شامل بيست دفتر و مركب از 4500 قطعه شعر كه مانيوشو (كتاب دههزار برگي) نام دارد و در ظرف چهار قرن سروده شده و دو ويراستار آن را گرد آوردهاند. آثار هيتومارو و آكاهيتو، مفاخر دورة عظمت نارا، در اين مجموعه جلبنظر ميكند. وقتي كه معشوقه ی هيتومارو درگذشت و جسد او سوخته شد و دود آن در ميان تپهها به هوا رفت، هيتومارو مرثيهاي سرود كه از لحاظ كوتاهي به هيچ وجه با مرثيههايي از قبيل مرثية طولاني يادبود اثر تنيسن انگليسي قابل سنجش نيست. اوه، آيا محبوب من است آن ابر سرگردان در شكاف كوه سخت دورافتادة هاتسوسه؟ امپراطور دايگو نيز براي حفظ شعر ژاپني از دستبرد زمان كوششي كرد و يك هزار و يك صد قطعه از اشعار متعلق به يك صد و پنجاه سال پيش از خود را در مجموعهاي به نام كوكينشو (اشعار قديم و جديد) گرد آورد. در اين كار، تسورايوكي شاعر و محقق، دستيار او بود و مقدمهاي بر اين كتاب نوشت. مقدمة او که توصیفی است از شعر ژاپنی، بيش از اصل كتاب دلپذير مينمايد؛ برگزیده ایی از این مقدمه برای درک احساس ژاپنی ها نسبت به طبیعت که بارها در اشعار این کشور دیده شده، آورده شده است: «شعر ژاپني بذري است كه از دل آدمي سربرميآورد و برگ هاي بيشماري تنيده از زبان ميآفريند. … انسان، در اين جهان آكنده از اشيا، ميكوشد كه براي ابراز تأثیراتي كه از ديدن و شنيدن در دلش برميخيزد، كلمه بيابد. … براي ابراز سروري كه از زيبايي شكوفهها مييابد، حيرتي كه از آواز پرندگان به او دست ميدهد، شوق لطيفي كه به هنگام مناظر غرقه در مه احساس ميكند، و همچنين همدردي سوگآوري كه شبنم زودگذر بامدادي در او پديد ميآورد، در دل خود جوياي كلمات ميشود… شاعران، در بامدادان بهاري، كه زمين را براثر رگبار برفآساي شكوفههاي گيلاس سفيد مييافتند، يا در شبهاي خزاني كه خش خش فروافتادن برگ ها را ميشنيدند، يا در جريان سال ها كه در آيينه به انعكاس غمانگيز بيداد زمان خيره ميشدند، يا آنگاه كه از ديدن ارتعاش قطرات شبنم برتيغة پرمرواريد علف برخود ميلرزيدند، به شور درميآمدند». در جزاير ژاپن، كه آتشفشان ها مناظر زيبايي به وجود آوردهاند و باران فراوان زمين را سرسبز ساخته است، موضوع اصلي شعر تجليات و تحولات و شكفتن و پژمردن طبيعت است و تسورايوكي در اين زمينه بخوبي مطلب را ادا كرده است. برش هايي از طبيعت، برش هاي كم اهميتي از منظره ی مزرعهها و جنگل ها و درياها، شاعران ژاپني را سرمست ميگرداند- يك ماهي در دل يك نهر كوهستاني ميجنبد، قورباغهاي ناگهان به بركههاي خاموش ميجهد، دريا باري دور از طغيان امواج، تپهاي پوشيده در مه بيجنب و جوش، قطرهاي باران، لؤلؤوار، روي يك تيغة علف… كراراً موضوع عشق را با نيايش دنيايي كه در راه كمال است ميآميزند، يا بر زودگذري گل و عشق و آدمي مرثيه ميسرايند. اين ملت جنگ جو شعر رزمي كم ميگويد و سرودهاي روحاني هم به فراواني نسروده است. پس از عصر عظمت نارا، اكثر شاعران به كوتهگويي رغبت نمودند. از ميان يكهزار و يك صد قطعه شعري كه در مجموعة كوكينشو گرد آمده است، همه، جز پنج قطعه، به صورت «تانكا»[42] سروده شده است. تانكا یكی از فرم های قالب كلاسیك و بسیار قدیمی ژاپن است. شعر تانكا فرم ثابتی دارد كه تشكیل شده از پنج خط كه به ترتیب پنج و هفت و پنج و هفت و هفت هجا دارند. در آن اثري از قافيه نيست زيرا تقريباً همة كلمات ژاپني در پايان خود داراي حرفي باصدا هستند و به دشواري در تنگناي مقيدات قافيه قرار ميگيرند. شعر كلاسيك ژاپني لفظاً و معناً اشرافي است. شاعران، به اقتضاي زندگي درباري، به جاي تازگي معني، به كمال صوري توجه ميكنند؛ به جاي ابراز هيجان ها، در اختفاي آنها ميكوشند؛ و آن چنان مغرورند كه جز به اختصار سخن نميگويند. ولي در هيچ كشوري اهل سخن، در عين كمگويي تا اين اندازه گويا نبودهاند. ظاهراً شاعران ژاپن اصرار دارند كه درازنويسي و گزافهگويي مورخان خود را با اندكگويي خويش جبران كنند. ميگويند كه سه صفحه دربارة باد غربي نوشتن چيزي جز الفاظي عاميانه نيست و هنرمند حقيقي را نبايد هدفي جز اين باشد كه خواننده را به تفكر برانگيزد. براي برانگيختن تمام ادراكات و عواطفي كه شاعر غربي در تشريح آنها اصرار ميورزد، شاعر ژاپني به كشف و بيان مفهومي تازه و جاندار بسنده ميكند. در نظر ژاپنيان، هر شعر سند الهامي است كه در يك لحظة گذرا روي داده است. شاعران اين ديار سر آن دارند كه زندگي خود را در بيتي منعكس گردانند؛ بنابراين در كوكينشو يا هياكونين ايشو (اشعار منفرد از صد تن) از حماسههاي پهلواني يا رزمي و تغزلات دامنهدار خبری نیست. وقتي كه سايگيو هوشي عزيزترين دوست خود را از كف داد و راهب شد و براي تسلاي خويش به زيارتگاه ايسه پناه برد، منظومهاي مانند آدونيس اثر شلي يا حتي ليسيداس اثرميلتن نساخت، بلكه تنها اين ابيات ساده را سرود: چيست كه در اينجا هست؟ نميدانم. با اين وصف، دلم از سپاس سرشار است، و اشك فرو ميريزد! و زمانی که بانو كاگا نوچييو به مرگ شوهر ماتمدار شد، فقط چنين نگاشت: آنچه به نظر ميآيد نيست، مگر رؤيايي. … ميخوابم. … بيدار ميشوم. … چه وسيع است بستر بيهمبستر! همين شاعر بعداً در مرگ فرزند نيز دو خط بيشتر نسرود: آيا امروز تا كجا رفته است آن صياد دلير سنجاقك ها؟ در مجامع سلطنتي نارا و كيوتو، ساختن شعر تانكا نوعي تفنن اشرافي به شمار ميرفت. در اوج عصر هيان، امپراطور گاهگاه مجالس مسابقه برپا ميكرد، در اين مجالس، جمعي از شاعران كه تعدادشان به يك هزار و پانصد ميرسيد، در حضور داوران دانا، تانكا ميساختند. در سال 951 براي رتق و فتق مسابقهها، «ادارة شعر» تأسيس شد و به بايگاني كردن قطعات برنده پرداخت. در قرن شانزدهم، ژاپنيان تانكا را دراز شمردند؛ در نتيجه قالب شعری هوكو[43] يا های كو[44]پيدا شد. هايكو با قالبی بسيار ساده، فقط سه مصرع دارد؛ پنج هجا در سطر اول، هفت هجا در سطر دوم و پنج هجا در سطر سوم؛ روي هم رفته هفده هجا[45]. مردم ژاپن كه بين دو قطب ادراك و عاطفه در نوسانند و از اين رو به آساني از سبكي به سبكي ديگر ميگرايند، ديوانهوار از شعر جديد استقبال كردند. در عصر گنروكو(1688-1704) ساختن «هوككو» در همهجا معمول شد؛ مردان وزنان، بازرگانان وجنگجويان، و پيشهوران و كشاورزان دست از كار كشيدند و به مسابقات بديههگويي روي آوردند و چندان در مجالس مسابقة «هوككو» شرطبندي كردند كه برخي از سودجويان تشكيل اين مجالس را حرفة خود ساختند و به خالي كردن جيب هاي هزاران تن پرداختند. عاقبت، حكومت مداخله كرد، به اين پايگاه هاي شعري تاخت، و آن هنر كاسبانه را از رونق انداخت. هايكو بيانیست بسيار كوتاه از ذهنيت و ديدگاه شاعر به جهان هستی؛ اين ديدگاه ممكن است گاه آنقدر متمركز باشد كه در جهيدن غوكی در آب خلاصه شود. در هايكو مشاهده ی دقيق طبيعت و عشق به آن باز گفته می شود. نماد گرايی و اشاره هايی پنهان، كه غالباً لطيف است، فراوان به كار برده می شود. هایکو چیزی فراتر از فرم ادبی است؛ راه و وسیله ای است برای دیدن و درک دنیای پیرامون؛ هر هایکو لحظه ای را در خود تسخیر می کند؛ لحظه ای عادی که آوازش تا به دورها شنیدنی است و وقتی این لحظه، یم دم انسان را به بودنش به باور می رساند تا با خود بگوید: "خیلی آشناست ... این را من نیز دیده ام ، شنیده ام و..."بسياری از هايكوها، نگاره ها يا تصويرهای كلامی زيبايیست، اما نه توصيف پر از ريزه كاری و پركار؛ نگفته ها و نيامده ها در آن بسيار است و خواننده مختار است كه آن ها را در انديشه ی خود پر کرده و به هر شكلی كه می خواهد تعبير كند. كم نيست هايكوهايی كه می توان آن ها را به چندين گونه تعبير كرد؛ زبان ژاپنی از اين نظر بسيار انعطاف پذير است. شكل گيری هايكو و تكامل آن روند مدت داری را پيمود، اما بسياری بر اين باورند كه سر آغاز جهش هايكو سرايی، با هايكویی شكل گرفت که ماتسوئو باشو[46] ( 1694- 1644 ) سرود. بركة قديمي، آري، و صداي غوكي كه در آب ميجهد. باشو را عموماً بزرگترين هايكو سرای ژاپن قلمداد می كنند؛ با اينكه از طبقة ساموراي بود، در جواني چنان ازمرگ خداوندگار و استاد خود متأثر شد كه زندگي درباري را ترك گفت، از همة لذات جسماني روي برتافت، آوارگي و تفكر و تعليم پيش گرفت و فلسفة آرامشپسند خود را با وصف طبيعت آميخت و به زبان شعر بازگفت. او كه از رهروان ذن بود، با خلاقيت و احساسات عميق خود، مظامين نو و پر باری را در هايكو خلق كرد كه تأثير ذن بر آن كاملاً مشهود بود. در هايكو برکه قدیمی، چيز انقلابی، بينش باشو است به طبيعت، كه زمينه ی شعر او را می سازد. او در واقع به اعماق كل آفرينش راه يافته و آنچه آنجا ديده به صورت نقش بر این هايكو بيرون آمده است. بسياری معتقدند كه هايكو سرايی باشو آغاز دوران جديدی در شعر سرايی ژاپن بود. دكتر سوزوكی معتقد است: پيش از باشو كار هايكوسرايان بازی با كلمات بود و همين باشو را بر آن داشت كه شأن هايكو را به مرتبه ی بالاتر برساند. می توان گفت كه هايكو از راه های گوناگون بازتاب منش ژاپنی ست. ژاپنی ها به دراز گويی خوگر نيستند؛ استدلالی نيستند، از انتزاعات عقلی می پرهيزند، بيش تر شهودی اند و چنين می پسندند كه واقعيت ها را چنان كه هستند، بی هيچ تفسير، خواه تفسير عاطفی و خواه مفهومی، بيان كنند. در زیر نمونه هایی از هایکو ژاپنی، برای درک دیدگاه آنها به طبیعت که بر تمام هنرهای آنان تاثیر گذار است آورده شده است: ساقة علف، كه از روي آن يك سنجاقك براي فرود آمدن كوشيد. ماتسوئو باشو می شكفند و . . . نگاه می كنيم و . . . فرو می ريزند و . . . اواجينا اونيتسورا [47] آه از اين دنيای پر مشغله ! سه روز تمام نديده ام شكوفه ی گيلاس اوشيما ريوتا [48] شكوفه های آلو ايثار می كند بوی خود را بدان كس كه شاخه را می شكند. بانو چی يوجو[49] بیدار شو پروانهدیر شده است، راهی دراز داریمبرای همراهی. ماتسوئو باشو با تربچه اش راه را نشان می دهد تربچه چين








