نوشته شده توسط : posstac
جدول 4-2: مساحت عرصه سرسرای اصلی ( نگارنده ) 177 جدول 4-3: مساحت عرصه مشاوره و معاینه ( نگارنده ) 177 جدول 4-4: مساحت عرصه کمک تشخیص، بخش آزمایشگاه ( نگارنده ) 178 جدول 4-5: مساحت عرصه کمک تشخیص، بخش تشخیص ویژه ( نگارنده ) 178 جدول 4-6: مساحت عرصه کمک تشخیص، بخش ام- آر- […]

دانلود پژوهش علمی فارسی- – (314)

جدول 4-10: مساحت عرصه کمک درمان، بخش کار درمانی ( نگارنده ) 180 جدول 4-11: مساحت عرصه کمک درمان، بخش نور درمانی ( نگارنده ) 180 جدول 4-12: مساحت عرصه کمک درمان، بخش ورزش درمانی ( نگارنده ) 181 جدول 4-13: مساحت عرصه کمک درمان، بخش ماساژ درمانی ( نگارنده ) 181 جدول 4-14: مساحت عرصه کمک درمان، بخش اوزون درمانی ( نگارنده ) 181 جدول 4-15: مساحت عرصه کمک درمان، بخش آب درمانی ( نگارنده ) 182 جدول 4-16: مساحت عرصه بستری ( نگارنده ) 182 جدول 4-17: مساحت عرصه اتفاقات داخلی، بخش احیاء ( نگارنده ) 183 جدول 4-18: مساحت عرصه اتفاقات داخلی، بخش جراحی ( نگارنده ) 183 جدول 4-19: مساحت عرصه اتفاقات داخلی، بخش مراقبت ویژه ( نگارنده ) 184 جدول 4-20: مساحت عرصه اتفاقات داخلی، بخش ایزوله ( نگارنده ) 184 جدول 4-21: مساحت عرصه اداری و مدیریتی ( نگارنده ) 185 جدول 4-22: مساحت عرصه پژوهش ( نگارنده ) 186 جدول 4-23: مساحت عرصه تاسیسات ( نگارنده ) 186 جدول 4-24: مساحت عرصه پارکینگ ( نگارنده ) 187 جدول 4-25: مساحت عرصه محوطه و فضای باز ( نگارنده ) 187 جدول 4-26: مساحت عرصه خدمات پشتیبانی، بخش آشپزخانه و سلف سرویس( نگارنده ) 188 جدول 4-27: مساحت عرصه خدمات پشتیبانی، بخش لاندری ( نگارنده ) 188 جدول 4-28: مساحت عرصه خدمات پشتیبانی، بخش استریل کثیف ( نگارنده ) 189 جدول 4-29: مساحت عرصه خدمات پشتیبانی بخش استریل تمیز( نگارنده ) 189 جدول 4-30: مساحت عرصه خدمات پشتیبانی، بخش انبارهای عمومی ( نگارنده ) 189 جدول 4-31: مساحت عرصه خدمات پشتیبانی، بخش کاخداری ( نگارنده ) 190 عنوان صفحه جدول 4-32: مساحت عرصه خدمات پشتیبانی، بخش نظافت ( نگارنده ) 190 جدول 4-33: مساحت عرصه خدمات پشتیبانی، بخش جمع آوری و دفع زباله ( نگارنده ) 190 جدول 4-34: مساحت عرصه خدمات پشتیبانی، بخش نگهداری جسد ( نگارنده ) 190 جدول 4-35: مساحت خالص و ناخالص ( نگارنده ) 191 جدول 5-1: بررسی وضعیت جمعیتی استان فارس، جمعیت استان فارس بر حسب نوع خانوار و جنس، سرشماری آبان 1385(مأخذ: سالنامه آماری استان فارس،1387: 134) 202 جدول 5-2: مشخصات متوسط دمای ماهانه شیراز (مأخذ: سازمان برنامه و بودجه) 204 جدول 5-3: مشخصات متوسط رطوبت ماهانه شیراز (مأخذ: سازمان برنامه و بودجه) 204 جدول 5-4: گروههای مختلف رطوبت (مأخذ: سازمان برنامه و بودجه) 204 جدول 5-5: متوسط میزان بارندگی ماهانه شهر شیراز (مأخذ: سازمان برنامه و بودجه) 205 جدول 5-6: بادهای غالب شهر در ماههای مختلف سال است (مأخذ: سازمان برنامه و بودجه) 205 جدول 5-7: پوشش گیاهی مورد استفاده در شیراز (مأخذ: گزارش طراحی شهری اراضی کارکنان توانایی مسکن استانداری فارس،1389) 211 فهرست تصاویر عنوان صفحه تصویر 4-1 : باشگاه سلامتی وآب درمانی باد الستر (آرین مستعدی،72:1388) 156 تصویر 4-2 : پلان موقعیت (آرین مستعدی،74:1388) 157 تصویر 4-3: نمای خارجی (آرین مستعدی، 1388: 74) 157 تصویر 4-4: فضای استخر روباز (آرین مستعدی، 1388: 76) 158 تصویر 4-5: نما- برش (آرین مستعدی، 1388: 77) 158 تصویر 4-6: پلان همکف (آرین مستعدی، 1388: 75) 159 تصویر 4-7: پلان طبقه اول (آرین مستعدی، 1388: 76) 159 تصویر 4-8: نمای خارجی (آرین مستعدی، 1388: 77) 160 تصویر 4-9: نمای خارجی (آرین مستعدی، 1388: 76) 160 تصویر 4-10: استخر (آرین مستعدی، 1388: 76) 160 تصویر 4-11: فضای باغ میانی و استخر (آرین مستعدی، 1388: 78) 161 تصویر 4-12: فضای باغ میانی و استخر (آرین مستعدی، 1388: 78) 161 تصویر 4-13: برش فضای استحمام (آرین مستعدی، 1388: 79) 162 تصویر 4-14: فضای استحمام (آرین مستعدی، 1388: 80) 162 تصویر 4-15: سقف فضای استحمام (آرین مستعدی، 1388: 80) 162 تصویر 4-16: آزمایشگاه، آب درمانی و باشگاه سلامتی در ماسوله‏ی لوهندان (آرین مستعدی، 87:1388) 163 تصویر 4-17: نمای خارجی ( آرین مستعدی،87:1388) 163 تصویر 4-18: برش ایزومتریک ( آرین مستعدی،89:1388) 164 تصویر 4-19: پلان طبقه همکف (آرین مستعدی، 1388: 90) 164 تصویر 4-20: پلان طبقه اول (آرین مستعدی، 1388: 90) 165 تصویر 4-21: پلان زیرزمین (آرین مستعدی، 1388: 91) 165 تصویر 4-22: نمای خارجی (آرین مستعدی، 1388: 92) 165 تصویر 4-23: پلان پرسپکتیو (آرین مستعدی، 1388: 92) 166 تصویر 4-24: نمای خارجی (آرین مستعدی، 1388: 91) 166 تصویر 4-25: سالن ورزش( آرین مستعدی،95:1388) 167 تصویر 4-26: بخش آب درمانی( آرین مستعدی،96:1388) 167 تصویر 4-27: نمای خارجی ( آرین مستعدی،96:1388) 168 تصویر 4-28: نمای خارجی ( آرین مستعدی،96:1388) 168 تصویر 4-29: فضای داخلی ( آرین مستعدی،97:1388) 169 تصویر 4-30: فضای داخلی( آرین مستعدی،98:1388) 169 تصویر 4-31: فضای داخلی ( آرین مستعدی،98:1388) 169 تصویر 4-32: بیمارستان ویلاوِرَر (آرین مستعدی، 1388: 105) 170 تصویر 4-33: نمای خارجی (آرین مستعدی، 1388: 107) 171 تصویر 4-34: نمای خارجی (آرین مستعدی، 1388: 108) 171 تصویر 4-35: نمای خارجی (آرین مستعدی، 1388: 108) 171 تصویر 4-36: پلان طبقه همکف (آرین مستعدی، 1388: 110) 172 تصویر 4-37: پلان طبقه اول (آرین مستعدی، 1388: 111) 173 تصویر 4-38: نمای خارجی (آرین مستعدی، 1388: 112) 174 تصویر 4-39: فضای داخلی (آرین مستعدی، 1388: 112) 174 تصویر 4-40: فضای داخلی (آرین مستعدی، 1388: 114) 174 تصویر 4-41: فضای داخلی راهروها (آرین مستعدی، 1388: 115) 175 تصویر 4-42: فضای داخلی سالن‏ها (آرین مستعدی، 1388: 116) 175 تصویر 5-1: زمین پروژه (مأخذ: نگارنده) 199 تصویر 5-2: همجواری زمین پروژه و بیمارستان دنا (مأخذ: نگارنده) 200 تصویر 5-3: راه‏های دسترسی به پروژه (مأخذ: نگارنده) 200 تصویر 5-4: موقعيت شيراز در ايران (مأخذ: نگارنده) 201 تصویر 5-5: نقشه شیراز (مأخذ: نگارنده) 201 تصویر 5-6: درخت تارون (مأخذ: سازمان تعاونی مسکن استانداری فارس) 207 تصویر 5- 7: اقاقیای زینتی ( مأخذ: سازمان تعاونی مسکن استانداری فارس) 208 تصویر 5- 8: درخت چنار ( مأخذ: سازمان تعاونی مسکن استانداری فارس) 208 تصویر 5- 9: سرو ناز شیراز در باغ ارم ( مأخذ : نگارنده) 209 تصویر 5- 10: درخت سرو نقره‌ای (مأخذ: سازمان تعاونی مسکن استانداری فارس) 209 تصویر 5- 11: درخت تارنج ( مأخذ: سازمان تعاونی مسکن استانداری فارس) 210 تصویر 5- 12: درختچه زرشک زینتی (مأخذ: سازمان تعاونی مسکن استانداری فارس) 210 تصویر 6-1: دیاگرام روابط (مأخذ: نگارنده) 215 تصویر 6-2: پلان جانمایی زیرزمین (مأخذ: نگارنده) 216 تصویر 6-3: پلان جانمایی طبقه همکف (مأخذ: نگارنده) 217 تصویر 6-4: پلان جانمایی طبقه اول (مأخذ: نگارنده) 218 تصویر 6-5: پلان جانمایی طبقه دوم (مأخذ: نگارنده) 219 تصویر 6-6: پلان دسترسی و جانمایی سایت (مأخذ: نگارنده) 222 فصل اولکلیات 1-1- مقدمه: پیشرفت علوم وصنایع در قرون اخیر برای جوامع بشری دست آوردهایی دو گانه به ارمغان آورده است، از یک سو راحتی هایی که عمدتا جسمانی است به بار آورده و از سوی دیگر به دغدغه‌های وی افزوده است که این دغدغه‌ها بر روح وروان انسان امروزه تأثير منفی گذاشته و بسیاری از مردم رابا اضطراب مواجه کرده است. مردم کشورهای صنعتی که به تدریج مراحل مختلف توسعه صنایع را طی کرده‌اند و آرام آرام با مسایل ذهنی ناشی از این پدیده مواجه شده بودند سعی کردند که از ابتدا به دنبال راهکارهای حل تبعات روحی و روانی بر گرفته از این پدیده جدید باشند لذا یا در طول زمان به حل مسایل پرداختند یا به برخی از این تبعات عادت کردند. درجوامعی که دیرتر به صنعت پرداختند و به یکباره حجم انبوهی از صنایع و یا تولیدات آنها را به کشور خود وارد نمودند انبوهی از دغدغه‌های ناشی از ناهنجاری‌های زاییده جهان صنعتی را نیز وارد جوامع خود کردند در حالیکه با راهکارهای مقابله با این دغدغه‌ها آشنا نبودند. واکنش‌های مردم در مقابل این دغدغه‌ها متفاوت است اما ریشه همه آنها در نابسامانی‌های ذهنی است که خود از دلیل یا دلایل آنها آگاه نیستند و نمی‌دانند که این اضطراب و نگرانی مقدمه‌ای است بر ابتلا به بيماري‌های روحی وروانی. هر گاه شخصی با ناراحتی جسمانی مواجه شود به پزشک مراجعه می‌کند اما به ناراحتی‌های روحی خود اصلاً توجه ندارد تا حدی که در برخی از جوامع خصوصاً جوامع کمتر توسعه یافته توصیه مراجعه به متخصصین روحی وروانی و یا به مراکزی که این گونه خدمات را ارایه می‌کنند را توهین به خود تلقی نموده و به شکل متقابل مبادرت به واکنش توهین‌آمیز به توصیه کننده می‌نمایند. عدم اطلاع مردم از این مسایل روحی و روانی و نقش آنها در مخدوش کردن روند زندگی آرام و بدون دغدغه و حتی تأثير بر سلامت جسمانی آنها واکنش‌هایی با شکل‌ها و درجات مختلف دارد برخی اخم می‌کنند برخی دیگر مراجعه به این گونه تخصص‌ها و یا مراکز تخصصی را صرفاً برای مجنونین و دیوانگان می‌دانند، این افراد هم خود را آزار می‌دهند و هم موجب رنجش و آزار دیگران می‌شوند لذا آگاه کردن آنها از ضروریات روز جوامع است. در جوامعی که توسعه خود را از قرون قبل آغاز کرده و طی سالیان دراز به آثار منفی ناشی از توسعه صنعتی بر ذهنشان پی برده‌اند به تدریج برای درمان مسایل روحی وروانی خود اقدام کرده و مراکز لازم را تأسيس نموده‌اند و لزوم مراجعه مردم به این مراکز را به آگاهی آنها رسانیده‌اند، اما در جوامع کمتر توسعه یافته و یا درحال توسعه پایه‌های رسیدگی به این موضوع در سالیان اخیر نهاده شده وآرام آرام در حال گسترش است، با تأسيس سازمانی مسئول و یا تجدید نظر در وظایف سازمان‌های متولی موجود برای آگاه کردن مردم و سرعت بخشیدن به تربیت متخصصان ذیربط و گسترش و افزایش مراکز مورد نیاز باید به کمک مردم شتافت. در واقع روانپزشکی بر تأمین نیازهای بهداشت روان جامعه تأکید دارد و در واقع نوعی اقدام معطوف به جامعه محسوب مي‌شود. توجه روانپزشکی نگرش و دانش مردم نسبت به سلامت و بیماری روانی است. روانپزشکی مبتنی بر جامعه در واقع نوعی اقدام معطوف به جامعه است و اجزای آن عبارتند از: آموزش جامعه تلاش برای ارتقاء سلامت و نه فقط رفع علایم بیماری شناسایی زودرس و اقدامات غربالگری مداخله زودرس در سطح اجتماع اقدامات مربوط به پیگیری بیماران در سطح جامعه بی شک موثرترین رویکرد به روانپزشکی پدید آوردن سیستم منسجمی از مراقبت از فرد در بافتار خانواده، جامعه و فرهنگ است و بدون پرداختن به این مهم، اهداف درمانی روانپزشکی به طور کامل محقق نمي‌شود. که این آگاهی و درمان در مراکز مشاوره و روان درمانی محقق می‌گردد. 1-2- طرح مسئله و ضرورت تحقیق:جنبه های مختلف مسئله در ایران: شناسایی اشکال مختلف بيماري‌های روحی و روانی وتهیه آمار از مبتلایان به هر دسته از این بيماري‌ها و درجات آنها. آشنا کردن مردم به وضعیت روحی و روانی خود و لزوم اقدام برای درمان بدون اینکه دچار شرمندگی و خجالت شوند. گسترش مراکز آموزش برای تربیت روانکاوان و روان پزشکان در تطابق با بيماري‌های بومی. علاوه بر آن گسترش مراکز درمانی مورد نیاز در قالب‌های مختلف از درمانگاه تا بیمارستان از طریق طراحی و اجرای مراکز مورد نیاز ضروری به نظر می‌رسد. ضرورت تحقیق برای جنبه‌های مختلف مسئله: مسئله مورد بحث برای روانکاوان و روانپزشکان کاملاً شناخته شده است اما عامه مردم به جز افرادی که مستقیماً خود یا اطرافیان نشان با اینگونه مسائل درگیر بوده‌اند از آن بی‌اطلاع هستند، تنوع حالات مختلف و پیچیدگی روش‌های درمانی از یک طرف و جمعیت نه چندان کافی متخصصین متبحر بيماري‌های روحی وروانی همراه واکنش‌های غیر منطقی مبتلایان و یا اطرافیان آنها موجب شده تا برنامه ویژه‌ای برای اطلاع‌رسانی به مردم شکل نگیرد و اگر در جایی به آن پرداخته شده صرفاً برای مواردی موضعی یا موضوعی بوده است و به همین نسبت آمار و اطلاعات منسجم و همه‌گیری مدون نشده است تا بر اساس آنها برنامه‌ای جامع تدوین گردد. تحقیق و پژوهش از ارکان اصلی تدوین برنامه است، برنامه‌ای که هر سه جنبه مزبور را در برگیرد لذا سلسله مراتب برنامه باید به این شرح مورد توجه قرار گیرد: نخست جمع آوری آمار و اطلاعات از دسته بندی بيماري‌ها و زیرمجموعه‌های هردسته، دوم شناخت روش‌های درمان، سوم آمار مبتلایان در دسته‌های مختلف و زیرمجموعه‌های آنها، چهارم یافتن و اعمال روش‌های آگاهی‌رسانی به توده مردم، پنجم دسته بندی مراکز درمانی از نظر روش‌های درمان ودسته‌های بيماري‌ها و محتوای فیزیکی طرح‌های معماری مناسب برای هر دسته با توجه به ظرفیت مورد نیاز. 1-3- هدف تحقیق:هدف تحقیق ایجاد یک محیط تخصصی روانشناسی و روان درمانی بر اساس علم نوین روانشناسی. اهداف خرد تحقیق را می توان به شرح زیر دسته بندی نمود : شناسایی مراکز درمانی مورد نیاز از نظر نوع، ظرفیت و تعداد مورد نیاز در منطقه جغرافیایی مورد نظر با توجه به آمار مبتلایان در دسته‌های مختلف با کسر تعداد و ظرفیت مراکز موجود. انتخاب مکان مناسب برای استقرار مرکز یا مراکز مورد نیاز در منطقه جغرافیایی و شهر مورد نظر. انتخاب نوع مرکز درمانی براساس شدت نیاز. شناسایی بخش‌های مورد نیاز و فضاهای موجود در هر بخش و ظرفیت منطقی برای نوع مرکز درمانی انتخاب شده. 1-4- پیشینه تحقیق و چارچوب نظری:مرکز روان درمانی ابن سینا تنها مرکز تخصصی روان درمانی شیراز است. اين مركز در سال 1356 تأسيس و در سال 1370 بهره برداري گرديد. اين مركز تك تخصصي بوده و تنها شامل بخش روانپزشكي مي‌باشد. خدمات بستري در بخش‌هاي اتفاقات، زنان، دو بخش مردان و خدمات سرپائي توسط متخصصين در درمانگاه انجام مي‌گيرد. متوسط اشغال تخت و متوسط اقامت بدون احتساب اتفاقات به ترتيب 97% و 8/23 با احتساب اتفاقات 8/97 و 21 مي‌باشد. بخش پاراكلينيكي شامل روانشناسي (روان‌درماني گروه درماني، خانواده درماني، گفتاردرماني، انواع تست) بخش E.C.T، آزمايشگاه، راديولوژي، داروخانه، نوارنگاري بوده كه همگي در شيفت صبح و داروخانه دو روز عصر فعاليت دارند. اين مركز از سال 1370 به دانشگاه پيوست و با يك بخش با ظرفيت 20 تخت درماني شروع به كار نموده كه بعد از گذشت 2 سال بخش‌هاي آموزشي يك و دو مردان و بخش جانبي E.C.T راه‌اندازي گرديد. در حال حاضر اين واحد شامل بخش آموزشي اتفاقات، زنان، مردان يك، مردان دو بخش 3 و بخش 4 و E.C.T مي‌باشد. که فاقد بخش‌های نوین درمانی مانند موسیقی درمانی هنر درمانی و... مي‌باشد. مرکز دیگری که بخش کوچکی از آن به این بیماران خدمات می‌دهد بیمارستان حافظ است. با بررسی‌های انجام شده هیچ مرکزی در شیراز وجود ندارد که در زمینه روان درمانی بر اساس روش‌های نوین درمانی طراحی و ساخت و به مرحله اجرا رسیده باشد. 1-5- فرضیه تحقیق و مدل تحقیق: فرض بر این است که با شناخت از چگونگی بيماري‌های روانی درحد ایجاد توانایی برای طراحی مرکز یا مراکز درمانی این گونه از بيماري‌ها و سپس تدوین طرحی کار آمد از جهات مختلف می‌توان تمام یا حد اقل بخشی عمده از بیماران قابل درمان را با بازگرداندن سلامتی به جامعه برگرداند. 1-6- روش تحقیق:مرحله اول: جمع‌آوری اطلاعات در زمینه بيماري‌های روانی و روش درمان آنها و هم زمان با آن جمع‌آوری اطلاعات در خصوص مراکز درمانی و ابعاد و اندازه و استانداردها. مرحله دوم: آنالیز اطلاعات و هم راستا کردن مطالعات و استفاده در طراحی. 1-7- مراحل تحقیق:مطالعات پایه مشتمل بر: کتابخانه‌ای، میدانی، مصاحبه با متخصصین. بررسی نمونه‌های موردی. جمع‌بندی مطالعات اولیه و استخراج معیارهای اصلی. تدقیق مکان‌یابی با تعیین معیارهای مهم و تطبیق این معیارها با نقاط در نظرگرفته شده. تدوین برنامه فیزیکی طرح با توجه به احکام طراحی همراه با ارایه ایده کلی (کانسپت). مشورت با متخصصین و کارشناسان ذیربط برای دریافت نظر مشورتی و اطمینان از صحت کار انجام شده و اخذ راهنمایی برای اصلاحات احتمالی. ورود به مرحله طراحی که از تحلیل سایت آغاز مي‌شود و با طی روند تدوین دیاگرام جانمایی مجموعه، طراحی معماری مجموعه همراه با تدوین رساله به ارایه نهایی ختم مي‌شود. فصل دومبيماری رواني روانپزشکی در فصل مشترک پزشکی، روانشناسی، جامعه‏شناسی و فرهنگ قرار دارد و به همین دلیل در رویکرد این تخصص پزشکی به بيماري‌ها چهار مدل متفاوت وجود دارد: 1- مدل بیماری 2- مدل روانپریشی 3- مدل شناختی ـ رفتاری 4 ـ مدل اجتماعی. نفس وجود و ادامه حیات این چهار مدل نشان می‏دهد که در هر یک از آن‏ها حقیقتی وجود دارد. اخیراً تلاش‏هایی برای یکپارچه کردن این مدل‏ها انجام شده اما هنوز به سرانجامی نرسیده است و معلوم نیست که مدل تلفیقی یا التقاطی، تصویر کامل‏تری از بیماری روانی را ارائه دهد. برخی نیز بر این اعتقادند تلاش برای یکپارچه کردن این رویکردها از بنیاد عبث است. چرا که ماهیت روانپزشکی و موضوع مورد مطالعه آن نوعی تکثرگرایی نظری ایجابی را طلب می‏کند و وضعیت روانپزشکی را با عدم قطعیت موجود در فیزیک کوانتومی مقایسه می‏کنند، یعنی همان‏طور که نمی‏توان ماهیت موجی یا ذره‏ای نور را جدا از مشاهده‏گر دانست، شاید بیماری روانی به صورت امری انتزاعی، مجرد و مجزا از دوربین مشاهده‏گر وجود خارجی نداشته باشد. و اگر این دیدگاه ساخت‏گرایی را قبول داشته باشیم می‏توان ادعا نمود یکی از دلایل تکّثرگرایی نظری و مدل‏های مختلف در روانپزشکی و علوم بهداشت روان آن است که در این رشته، مشاهده‏گران واقعیت در زمینه‏های متفاوتی آموزش دیده‏اند. تشریح هر یک از این چهار مدل مجال دیگری را می‏طلبد، اما جا دارد به مدل روانپزشکی اجتماعی و دو جزء آن یعنی روانپزشکی فرهنگی و روانپزشکی مبتنی بر جامعه[1] پرداخته شود. مهم است که تأثير عوامل فرهنگی را در تظاهر، بروز و فرجام اختلالات روانپزشکی درک کنیم و از قوانین حاکم فرهنگی در جهت پیشبرد درمان و ارتقاء سلامت روان به خوبی استفاده کنیم.2-1- بهنجاری[2]سازمان بهداشت جهانی (WHO[3])، بهنجاری را سلامت کامل جسمی، روانی و اجتماعی می‏داند. سلامت روانی مستلزم فقدان اختلال روانی است. در متن بازنگری شده ویرایش چهارم کتابچه تشخیصی و آماری اختلالات روانیDSM-IV-TR[4] (2000) چنین آمده است: اختلال روانی، سندرم یا الگوی روانشناختی یا رفتاری است که با نارحتی (مانند یک علامت دردناک) یا افزایش قابل توجّه خطر رنج، مرگ، درد، ناتوانی یا از دست رفتن چشمگیر آزادی عمل همراه باشد. به علاوه سندرم یا الگوی مزبور نباید صرفاً واکنش‎های قابل انتظار و مورد قبول فرهنگ جامعه در برابر رویداد خاصّی نظیر مرگ عزیزان باشد. از لحاظ تاریخی دو طبقۀ عمدۀ اختلالات روانی عبارتند از: روان‏پریشی[5] و راون‎نژندی[6]، روان‏پریشی طبق تعریف عبارتست از اختلال جدّی واقعیت سنجی[7]. در تخریب جدّی واقعیت سنجی، فرد در مورد صحت ادراکات و افکار خود ارزیابی نادرستی به عمل می‏آورد و حتّی در حضور شواهد نقض کننده، در مورد واقعیت بیرونی استنتاج های ناصحیحی می‏کند. اصطلاح روان‏پریشی در مورد تحریفاتی جزئی واقعیت که قضاوت نسبی را در بر می‏گیرد به کار نمی‏رود. برای مثال افراد افسرده‏ای که دستاوردهای زندگی خود را دستکم می‏گیرند، روان‏پریش محسوب نمی‏شوند، امّا کسانی که معتقدند موجب فاجعه‏ای طبیعی شده‏اند روان‏پریش هستند. روان‏نژندی عبارتست از یک اختلال مزمن یا راجعه که مشخّصه اصلی آن اضطراب است که ممکن است به تنهایی یا به صورت علامتی نظیر وسواس فکری، وسواس عملی، هراس یا کژکاری جنسی بروز کند. روان‏پریشی مترادف تخریب شدید کارکرد اجتماعی و شخصی است که مشخّصه آن کناره‌گیری اجتماعی و عدم توانایی انجام نقش‏های معمول خانگی و شغلی است. روان‏نژندی به معنای سالم ماندن واقعیت سنجی و سازمان شخصّیتی است امّا در روان‏نژندی انواعی از علایم بالینی آزارنده، فرد را دچار رنج ناراحتی می‏کنند. (Kaplan & Sadock’s, 2007: 27). لیدز[8] (1976) بهنجاری را به صورت الگوهای رفتاری یا صفات شخصّیتی تعریف می‏کند که در حالت عادی دیده می‏‏شوند و یا با برخی معیارهای زندگی و رفتار قابل قبول و صحیح مطابقت دارند، امّا در این تعریف استفاده از اصطلاحاتی نظیر عادی[9] یا قابل قبول مورد انتقاد قرار گرفته است زیرا این واژه‏ها مبهم بوده و مستلزم قضاوت‏های ارزشی هستند و در فرهنگ‏های مختلف متفاوتند. روان‏پزشک و مورخی به نام جرج مورا[10] در پاسخ به این انتقادات، برای توصیف تظاهرات رفتاری که در یک بافتار، بهنجار و در بافتارهای دیگر، نابهنجار تلّقی می‏شوند، نظامی طراحی کرده است که بر نگرش اجتماع نسبت به فرد استوار است (جدول 2-1). جدول 2-1. بهنجاری در بافتار (context) (Kaplan & Sadock’s, 2007: 29) اصطلاح مفهوم خود ـ بهنجار خود ـ نابهنجار دگر ـ بهنجار دگر ـ نابهنجار فرد از نظر جامعۀ خود بهنجار محسوب می‏شود فردازنظرجامعۀخودنابهنجارمحسوبمی‏شود فرد از نظر اعضای جامعه‏ای دیگر بهنجار محسوب می‏شود فرد از نظر اعضای جامعه‏ای دیگر نابهنجار محسوب می‏شود اما این الگو برای قضاوت‏ها و مشاهدات گروه همتایان ارزش بیش از حدی قایل شده است. در کتاب سلامت روانی: گزارش پزشک ارشد خدمات بهداشت عمومی، سلامت روانی به این صورت تعریف شده است: «داشتن کارکردهای روانی مؤفّق در زمینۀ تفکّر، خلق و رفتار که منجر به فعّالیت‏های ثمر بخش روابط ارضا کننده با دیگران وتوانایی انطباق با تغییر و مدارا با ناملایمات می‏شود، روانپزشکی به نام توماس ساس[11] دیدگاه مناقشه آمیزی را مطرح کرده است. او معتقد است مفهوم بیماری روانی باید کاملاً کنار گذاشته شود. این روانپزشک در کتابش به نام افسانه بیماری روانی[12] اظهار می‏داردکه بهنجاری فقط بر اساس آن چه افراد انجام می‏دهند یا نمی‏دهند قابل سنجش است و تعریف بهنجاری خارج از حوزه روانپزشکی است. او مدعی است که اعتقاد به وجود بیماری روانی مشابه اعتقاد به دیو یا جادوگری است. 2-1-1- دیدگاه‌های کارکردی در مورد بهنجاریکاپلان و سادوک[13] (2007) معتقد‏اند که می‏توان بسیاری از مفاهیم بالینی و نظری بهنجاری را در چهار دیدگاه کارکردی قرار داد. هر چند هر دیدگاه منحصر به فرد بوده و تعاریف و توصیفات خاص خود را دارد، هر چهار دیدگاه فوق به نوعی مکمل یکدیگر هستند و مجموعاً معّرف کل رویکردهای علوم اجتماعی و رفتاری نسبت به این موضوع هستند. چهار دیدگاه بهنجاری طبق توصیف دانیل آفر[14] و ملوین سابشین[15] عبارتند از : 1ـ بهنجاری به منزلۀ سلامت؛ 2 ـ بهنجاری به منزلۀ کمال مطلوب؛ 3 ـ بهنجاری به منزلۀ متوسط؛ 4 ـ بهنجاری به منزلۀ فرآیند. 2-1-2- نظریات روانکاوی در مورد بهنجاری(برخی روانکاوان مفهوم بهنجاری را بر اساس فقدان علایم توصیف کرده‏اند، با این حال هر چند رفع علایم برای درمان یا بهبود ضروری است، فقدان علایم به تنهایی برای تعریف جامع بهنجاری کافی نیست. برهمین اساس، اکثر روانکاوان توانایی کار و لذّت بردن و یا به توصیف فروید «توانایی عشق ورزیدن و کارکردن را نشانۀ بهنجاری می‏دانند) ( رضاعی، 1391: 56). روانکاوي به نام هاینز هارتمن[16] (1978)، بهنجاری را از طریق توصیف کارکردهای خود مختار ایگو مفهوم‏پردازی می‏کند. این کارکردها، قابلیت‌های روانشناختی هستند که از بدو تولد وجود داشته و عاری از تعارض هستند یعنی تحت تأثير دنیای روانی درونی قرار نمی‏گیرند. کارکردهای مزبور عبارتند از ادراک، شهود، دریافت، تفکّر، زبان، برخی جنبه‏های رشد حرکتی، یادگیری و هوش. مفهوم کارکردهای خود مختار و عاری از تعارض ایگو به توضیح مکانیسمهایی کمک می‏کند که به وسیله آنها برخی افراد علی‏رغم تجربۀ آسیبهای فوق‏العاده بیرونی، زندگی نسبتاً بهنجاری پیدا می‏کنند که گاهی این افراد کودک آسیب ناپذیر نامیده می‏شوند. منظور از کودک آسیب ناپذیر کودکی است که به وسیله قدرت خود مختار ایگو، در مقابل تازیانه های بخت هولناک خود مقاوم هستند. در جدول(2-2) خلاصه‏ای از برخی دیدگاههای روانکاوی در مورد بهنجاری ذکر شده است. جدول 2-2: بهنجاری از دیدگاه روان‏کاوی (رضايي، 1391: 30). نظریه‎پرداز مفهوم زیگموند فروید بهنجاری افسانه‏ای آرمانی است کورت آیسلر بهنجاری مطلق قابل دستیابی نیست زیرا فرد بهنجار باید از افکار و احساساتش کاملاً آگاه باشد ملانی کلاین خصوصیات بهنجاری عبارتند از قدرت منش، توانایی مدارا با هیجانات متعارض، توانایی تجربه لذت بدون تعارض و توانایی عشق ورزیدن اریک اریکسون بهنجاری، توانایی تسلط بر تکالیف دوره‏های مختلف زندگی است. اعتماد در مقابل بی‏اعتمادی، خودمختاری در مقابل شرم و تردید؛ ابتکار در مقابل احساس گناه، سخت‏کوشی در مقابل احساس حقارت، هویت در مقابل سردرگمی نقش، صمیمیت در مقابل انزوا، مولد بودن در مقابل بی‏حاصلی و یکپارچگی ایگو در مقابل یأس لورنس کوبی بهنجاری عبارت است از توانایی یادگیری از طریق تجربه، انعطاف‏پذیری و انطباق با تغییرات محیط هاینز هارتمن کارکردهای بدون تعارض ایگو معرف توان فرد برای دستیابی بهنجاری هستند، میزان انطباق ایگو با واقعیات و توان خودمختاری آن، با سلامت‏روانی ارتباط دارد کارل منینگر بهنجاری توانایی سازگاری رضایت‏آمیز با جهان بیرونی و تسلط بر تکلیف فرهنگ‏پذیری است. آلفرد آدلر توانایی فرد برای پرورش احساس اجتماعی و مولد بودن با سلامت‏روانی ارتباط دارد، توانایی کار کردن، عزت نفس را ارتقا می‏دهد و فرد را قادر به انطباق می‏کند. ر. ی. مانی کریل بهنجاری توانایی دستیابی به بینش در درون خود است که این ظرفیت هرگز به طور کامل محقق نمی‏شود. اتورانک بهنجاری عبارت است از توانایی زندگی کردن بدون ترس، احساس گناه یا اضطراب و به عهده گرفتن مسوولیت اعمال خویشتن و. سامرست موام بهنجار یک آرمان است تصویری است که فرد آن را خلق می‏کند.... و یافتن همه آنها در یک فرد بعید است. رابرت کمپل[17] (2005) تعریفی از سلامت روانی در فرهنگ لغات روان‏پزشکی کمپل بیان می‏کند که مقبولیت وسیع و کاربرد رایجی دارد. کمپل سلامت روانی را در فرهنگ خود این گونه تعریف می‏کند: ((افراد بهنجار از نظر روانی کسانی هستند که با خود و محیط اطرافشان هماهنگ و سازگار هستند و با مقتضیات فرهنگی یا قوانین اجتماع خود هماهنگی پیدا می‏کنند. این افراد ممکن است واجد انحراف طبی یا بیماری باشند ولی تا هنگامی که بیماری مزبور، استدلال، قضاوت، توانایی هوشی و توانایی سازگاری شخصی و اجتماعی آنها را مختل نکرده است از نظر روانی سالم یا بهنجار محسوب می‎شوند.)) 2-1-3- میزان بروز بيماري‌های روانی:در سال 2005 مؤسسه ملی بهداشت روان[18] در یک زمینه‏یابی کشوری، میزان ابتلا به اختلالات روانی را در هر برهه‏ای از عمر بررسی نمود. این مطالعه نشان داد بیش از 50 درصد آمریکایی‏ها زمانی در طول زندگی خود دچار اختلالات روانی شده‏اند، که این میزان در مطالعه مشابه سال 1984، 20 درصد بود. شایعترین اختلال روانی افسردگی بود که شیوع طول عمر آن 17 درصد گزارش شد، پس از آن سوء مصرف الکل (13 درصد) و انواع هراس (12 درصد) قرار داشتند. در اکثر کسانی که زمانی دچار اختلاف روانی شده بودند، شروع اختلال در سنین جوانی گزارش شد. اختلالات خلقی در افراد 20 تا 30 ساله شیوع بیشتری داشت، وقتی درمان در نتایج مطالعه لحاظ شد مشخص گردید اکثر این افراد درمان دریافت نکرده‏اند یا از نظر محققین تحت درمان ناکافی یا غیرمؤثری قرار گرفته‏اند. این گزارش در میان گروه‏های مختلف مناقشاتی ایجاد کرد. برخی انسان‏شناسان پزشکی اظهار داشتند این گزارش بیشتر بازتاب تغییر تعریف فرهنگی و سیاسی بیماری در آمریکا در طول دهه‏های اخیر است تا افزایش واقعی بیماری، آنها به عنوان نمونه‏ای از تأثير فرهنگ بر تعریف بیماری، مورد همجنس‏گرایی را مثال می‏زدند که از طبقه‏بندی بيماري‌های روانی خارج شد، سایر منتقدین به تعداد اختلالات تشخیصی موجود در DSM اشاره می‏کردند که از حدود 60 عنوان در 1952 به بیش از 300 عنوان در ویرایش اخیر افزایش یافته است و همین امر عامل افزایش شیوع بوده است. رفتارهایی که زمانی بهنجار تلقی می‏شد جزو قلمرو پزشکی قرار گرفت. برخی جامعه‏شناسان این افزایش را ناشی از زندگی مدرن غربی، به خصوص زندگی شهرنشینی می‏دانند که پر استرس‏تر از هر دوره دیگری است و بیشتر از گذشته سبب درهم‏ریختگی انسان‏ها می‏شود. مدافعین این مطالعه، نمونه‏ای تاریخی را در این زمینه ذکر می‏کنند که زمانی بیماری روانی به تسخیر اجنه نسبت داده می‏شد. با پیشرفت علم، بيماري‌های روانی نوعی بیماری طبی تلقی شدند که می‏توان بر اساس علل فیزیوپاتولوژیک آنها را از هم تفکیک نمود (رضاعی، 1391: 30). 2-2-4- مسائل بین فرهنگیاریکسون[19] (1950) بیان می‏کند که برخی بيماري‌های روانی در سرتاسر دنیا و در همه فرهنگ‏ها دیده می‏شوند؛ برخی نیز وابسته به فرهنگ یا مختص فرهنگ هستند. برای مثال اسکیزوفرنی در سراسر جهان شیوع مشابهی دارد، اما بی‏اشتهایی عصبی عمدتاً در کشورهای صنعتی غرب دیده می‏شود. این موضوع که برخی اختلالات روان‏پزشکی به طور نسبی یا کلی وابسته به فرهنگ هستند، تفکیک بهنجار از نابهنجار را پیچیده‏تر می‏کند. برای مثال در چین، بر چسب بیمارروانی نوعی انگ محسوب می‏شود و افسردگی نسبتاً مفهومی ناشناخته است. اما چینی‏ها در برابر شکایاتی مثل احساس فرسودگی، اختلال خواب، عدم توانایی برای آرمیدن و سایر علایمی که در فرهنگ غربی بخشی از سندرم افسردگی است، مصون نیستند، اما در چین این اختلاف ضعف اعصاب (نورآسنتی) تشخیص داده می‏شود. ضعف اعصاب یک تشخیص پزشکی است که به تخلیه انرژی نسبت داده می‏شود. در ژاپن نیز میزان گزارش افسردگی اندک است که تا حدودی به دلیل فرهنگ شکیبایی است. در این فرهنگ فرد از علایم یا نشانه‏های مبهمی که ممکن است برچسب افسردگی بگیرد شکایت نمی‏کند. 2-2- طبقه‏بندی در روان‏پزشکینظام‏های طبقه‏بندی تشخیص‏های روان‏پزشکی چندین هدف را دنبال می‏کنند: 1- افتراق اختلالات روان‏پزشکی از همدیگر به طوری که بالینگر بتواند مؤثرترین درمان را ارائه نماید، 2- فراهم نمودن زبانی مشترک بین متخصصان مراقبت بهداشتی، 3- جستجوی علل بسیاری از اختلالات روانی که هنوز ناشناخته باقی مانده‏اند. دو نظام طبقه‏بندی مهم روان‏پزشکی عبارتند از: کتابچه تشخیصی و آماری اختلالات روانی[20] (DSM) تألیف انجمن روان‏پزشکان آمریکا با همکاری سایر گروه‏های متخصصان بهداشت روانی و طبقه‏بندی بین‏المللی بيماري‌ها[21] (ICD) که سازمان بهداشت جهانی آن را تدوین نموده است. (Kaplan & Sadock’s, 2007: 363). جدول (2-3) نظام طبقه بندی DSM را نشان می دهد. جدول 2-3: طبقه بندی بيماري‌ها (رضايي، 1391: 364). اختلالاتی که معمولا نخستین بار در دوره شیرخوارگی، کودکی یا نوجوانی تشخیص داده مي‌شود دلیریوم، زوال عقلی، اختلالات نسیانی و سایر اختلالات شناختی اختلالات مرتبط با مواد اسکیزوفرنی و سایر اختلالات روان‏پریشانه عقب‏ماندگی ذهنی دلیریوم اختلالات مرتبط با الکل اختلالات اسکیزوفرنی اختلالات یادگیری زوال عقل ( دمانس ) اختلالات مرتبط با آمفتامین اختلالات خلق اختلالات مهارت‏های حرکتی اختلالات فراموشی (نسیانی) اختلالات مرتبط با کافئین اختلالات افسردگی اختلالات ارتباط سایر اختلالات شناختی اختلالات مرتبط با حشیش و ماری‏جوانا اختلالات دو قطبی اختلالات فراگیر رشد اختلالات مرتبط با کوکائین اختلالات اضطرابی اختلالات نقص توجه و رفتار ایذایی اختلالات مرتبط با مواد توهم‏زا اختلالات شبه جسمی (سوماتوفوم) اختلالات خوردن و تغدیه شیر خوارگی و اوایل کودکی اختلالات مرتبط با مواد استنشاقی اختلالات ساختگی اختلالات تیک اختلالات مرتبط با نیکوتین اختلالات تجزیه‏ای سایر اختلالات شیرخواری، کودکی یا نوجوانی اختلالات مرتبط با فن‏سیکلیدین اختلالات جنسی و هویت جنسی اختلالات مرتبط با داروهای رخوتزا، خواب‏آور یا ضد‏اضطراب اختلالات خوردن اختلالات مرتبط با سایر مواد یا مواد ناشناخته اختلالات خواب اختلالات کنترل تکانه که به گونه‏ای دیگر طبقه‏بندی نشده‏اند اختلالات انطباقی اختلالات شخصیت سایر اختلالاتی که ممکن است کانون توجه بالینی باشند از میان چهار دسته اختلال که در جدول 2-3 نشان داده شده است، دسته اختلالات اسکیزوفرنی و سایر اختلالات روان‏پریشانه مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. 2-2-1- اسکیزوفرنیاسکیزوفرنی یک سندرم بالینی با پسیکوپاتولوژی متغیر اما عمیقاً گسلنده است که شناخت، هیجان، درک و سایر جنبه‏های رفتار را فرا می‏گیرد. ابراز این تظاهرات در بیماران مختلف و در طول زمان متفاوت است. اما اثر بیماری همیشه شدید و معمولاً طولانی است، اسکیزوفرنی معمولاً قبل از 25 سالگی شروع می‏شود. تمام عمر دوام می‏یابد و در افراد متعلق به تمام طبقات اجتماعی روی می‏دهد. هم بیمار و هم خانواده او به دلیل غفلت گسترده در مورد این اختلال از مراقبت ناکافی و طرد شدن بیمار از جامعه رنج می‏برند. هر چند اسکیزوفرنی به گونه‏ای مورد بحث قرار می‏گیرد که گوئی بیمار واحدی است، احتمالاً ترکیبی از اختلالات با سبب‏شناسی ناهمگون و شامل بیمارانی است که از نظر تظاهر بالینی پاسخ درمانی و سیر بیماری با هم فرق دارند. (Kaplan & Sadock’s, 2007: 25) کنترل تکانه در بیماران اسکیزوفرنیک از دیدگاه کاپلان و سادوک (2007): خشونت، خودکشی، و دیگرکشی: بیمار اسکیزوفرنیک ممکن است بسیار تحریکی بوده و در مرحله حاد بیماری کنترل اندکی بر تکانه‏های خود داشته باشد. حساسیت اجتماعی آن‏ها نیز پایین است، به طوری که ممکن است زمانی که مثلاً سیگاری را از دست دیگری می‏قاپند، کانال تلویزیون را بدون مقدمه عوض می‏کنند، یا کاغذ را کف اطاق پرت می‏کنند، تکانشی به نظر برسند. بعضی از رفتارهای به ظاهر تکانشی، ممکن است واکنش به توهمات آمرانه‏ای باشد که بیمار را وادار به اقدام می‏نماید. خشونت: رفتار خشن (به استنثاء دیگرکشی) بین بیماران اسکیزوفرنیک درمان نشده شایع است. هذیان‏هایی که ماهیت گزند و آسیب دارند، دوره‏های قبلی خشونت، و نقص‏های نورولوژیک از عوامل خطرساز برای خشونت یا رفتار تکانشی هستند. مداوا شامل استفاده از داروهای ضدجنون است درمان فوری شامل مهار فیزیکی و محدودسازی در اطاق انفرادی است. خودکشی: خودکشی اولین علت شایع مرگ پیشرس در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی است. اقدام به خودکشی توسط 20 تا 50 درصد این بیماران صورت می‏گیرد. غالباً، در اسکیزوفرنی خودکشی بی‏مقدمه و بدون هشدار یا ابزار تمایل کلامی ظاهر می‏شود. مطالعات همه‏گیری‏شناسی حاکی است که تا 80 درصد بیماران اسکیزوفرنیک ممکن است در طول عمر یک دوره افسردگی اساسی داشته باشند. دیگرکشی: علیرغم توجه جنجالی رسانه‏های خبری وقتی بیماری اسکیزوفرنیک مرتکب قتل می‏شود، داده‏های قابل وصول حاکی است که احتمال دیگرکشی بیمار اسکیزوفرنیک بالاتر از عضوی دیگر از جمعیت کلی نیست. وقتی بیماری مرتکب دیگرکشی می‏شود، ممکن است به دلایل غیرمنتظره و غریب مبتنی بر توهمات و هذیان‏ها باشد. پیش‏بینی کننده‏های احتمالی فعالیت معطوف به دیگرکشی عبارتند از: سابقه اعمال خشونت قبلی، رفتار خطرناک در دوره بستری شدن، و توهمات و هذیان‏های مربوط به چنین خشونتی. همه‌گيري شناسي: ميزان شيوع اسكيزوفرني در طول عمر حدود 1% است، يعني تقريباً يك درصد مردم در طول زندگي خود به اسكيزوفرني مبتلا مي‌گردند. درمان هر چند داروهای ضدجنون وسیله اساسی درمان اسکیزوفرنی هستند، پژوهش نشان داده است که مداخلات روانی- اجتماعی می‏توانند مداخله بالینی را تقویت کنند. همانطور که مواد دارویی برای درمان عدم تعادل شیمیایی فرضی مورد استفاده قرار می‏گیرد، فنون غیردارویی هم باید مسائل غیره بیولوژیک را درمان کند. پیچیدگی اسکیزوفرنی معمولاً ارائه یک رویکرد درمانی واحد را برای اختلالی چند وجهی مشکل می‏سازد. روش‌های روانی- اجتماعی باید به دقت در درمان دارویی ادغام شده و آن را حمایت کنند. بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی بیشتر از ترکیب درمان دارویی، روانی- اجتماعی بیشتر نفع می‏برند تا تک تک این درمان‏ها. (رضاعی، 1391: 40) - بستری کردن در بیمارستان موارد جایز اولیه برای بستری کردن مشتمل است بر مقاصد تشخیصی، تثبیت درمان دارویی، تأمین امنیت از نظر افکار خودکشی و دیگرکشی، یا رفتار نامتناسب و آشفته، از جمله ناتوانی برای برآورده ساختن نیازهای اساسی (مثل غذا، لباس، و مکان زندگی) هدف اولیه بستری کردن باید برقرار ساختن رابطه‏ای مؤثر بین بیمار و سیستم‏های حمایتی جامعه باشد. اقامت‏های کوتاه 4 تا 6 هفته‏ای به اندازه بستری شدن‏های بلندمدت مؤثر است و در بیمارستان‏هایی که رویکردهای رفتاری فعال دارند نتایج بهتری در مقایسه با بیمارستان‏های که ماهیت نگهداری دارند به دست می‏آید. طرح درمانی در بیمارستان باید عملاً موضوعاتی نظیر موقعیت زندگی، مراقبت شخصی، کیفیت زندگی، اشتغال، و روابط اجتماعی را مورد توجه قرار دهد. بستری شدن در بیمارستان باید بیمار را در مسیر امکانات پیگیری، از جمله خانواده بیمار، خانواده والدین رضاعی بیمار، شبانه‏روزی‏ها یا خانه‏های نیمه راه[22] قرار دهد. مراکز مراقبت روزانه و ملاقات در منزل گاهی کمک می‏کند که بیمار برای مدت طولانی خارج از بیمارستان بماند و زندگی روزمره او را از نظر کیفی بهبود می‏بخشد (رضاعی، 1391: 40). - درمان‏های روانی- اجتماعی درمان‏های روانی اجتماعی مشتملند بر انواعی از روش‌ها برای بالا بردن توانایی‏های اجتماعی، خودکفائی، مهارت‏های عملی، و روابط بین فردی در بیماران اسکیزوفرنیک، هدف آن توانا ساختن بیماران شدید به یادگیری مهارت‏های اجتماعی و شغلی برای زندگی مستقل است. چنین درمان‏هایی در مکان‏های متعدد صورت می‏گیرد: بیمارستان‏ها، کلینیک‏های سرپایی، مراکز بهداشت روانی، بیمارستان‏های روزانه، خانه یا باشگاه‏های اجتماعی (Kaplan & Sadock’s, 2007: 43). -آموزش مهارت‏های اجتماعی: پورافکاری ( 1391) معتقد است که، آموزش مهارت‏های اجتماعی گاهی درمان مهارت‏های رفتاری نامیده می‏شود. این نوع درمان می‏تواند مستقیماً حمایتی و برای بیمار مفید باشد و طبعاً کمکی برای دارودرمانی هم هست، آموزش مهارت‏های رفتاری مستلزم استفاده از فیلم‏های ویدیوئی رابطه بیمار با دیگران، نقش بازی در جلسات درمان، و دادن تکالیف مربوط به مهارت‏های خاص است که تمرین می‏شود. آموزش مهارت‏های اجتماعی در کاهش میزان عود با در نظر گرفتن نیاز به بستری شدن مؤثر شناخته شده است. -درمان معطوف به خانواده: چون بیماران اسکیزوفرنیک غالباً با بهبود نسبی از بیمارستان ترخیص می‏شوند، خانواده‏ای که بیمار اسکیزوفرنیک به آن باز می‏گردد، می‏تواند از یک دوره کوتاه اما فشرده (حتی روزانه) روان‏درمانی خانواده استفاده کند. - درمان قاطع جامعه‏نگر[23] (ACT): برنامه درمان قاطع جامعه‏نگر در اصل توسط پژوهشگران مدیسون ایالت ویسکاتسین در دهه 1970 برای تأمین خدمات برای مبتلایان به بیماری روانی مزمن معرفی شد. بیماران به یک تیم رشته (مدیر مورد، روان‏پزشک، پرستار، پزشک عمومی و غیره) ارجاع می‏شوند. تیم تعداد موارد محدود و ثابت دارد و خدمات خود را در هر زمان و مکان که بیمار نیاز دارد، در تمام شبانه‏روز، در تمام ایام هفته عرضه می‏کند. این روش مداخله‏ای فشرده، پویا است که درمان، توان‏بخشی و فعالیت‏های حمایتی را توأماً ارائه می‏کند. این خدمات مشتملند بر تجویز و دادن دارو، کنترل سلامت جسمی و روانی، مهارت‏های اجتماعی زنده، و تماس مکرر با اعضاء خانواده، نسبت کارمند- بیمار بسیار بالا است، برنامه ACT می‏تواند خطر بستری شدن بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی را کاهش دهد، اما برای عرضه کننده آن پرزحمت و پرهزینه است ( رضاعی، 1391: 44). -گروه درمانی: گروه درمانی با بیماران اسکیزوفرنیک معمولاً روی نقشه‏های واقعی برای زندگی، مشکلات، و روابط تمرکز می‏نماید. گروه‏ها ممکن است رفتارگرا، بینش‏گرا، حمایتی یا متکی بر روان پویایی باشند (Kaplan & Sadock’s, 2007: 38). -روان‏درمانی فردی: مطالعات به عمل آمده در زمینه اثرات روان‏درمانی فردی در درمان اسکیزوفرنی داده‏هایی حاکی از مفید بودن آن و افزودن اثرات درمان دارویی ارائه کرده‏اند. با وجود این در زمینه روابط حرفه‏ای، انعطاف‏پذیری ممکن است در برقراری اتحاد درمانی با بیمار اهمیت اساسی داشته باشد. در این مرحله ممکن است درمانگر با بیمار خود غذا بخورد، با او روی زمین بنشیند، با او پیاده‏روی کند و رستوران برود، بیمار اسکیزوفرنیک در یک حالت اضطراب و ترس مزمن به سر می‏برد. محیط خصمانه و تهدیدآمیز به نظر می‏رسد. هدیه پذیرفته یا هدیه‏ای به او بدهد، پینگ‏پنگ بازی کند، روز تولد او را به خاطر داشته باشد، به او اجازه دهد که هر وقت خواست به او تلفن کند، یا فقط آرام کنار او بنشیند. هدف عمده این است که به بیمار القا شود که درمانگر قابل اعتماد است. سعی می‏کند او را بفهمد و باز هم خواهد کوشید، و بدون توجه به اینکه در آن لحظه او چقدر آشفته غریب و خصمانه رفتار می‏کند، به استعداد وی به عنوان یک موجود انسانی اعتقاد دارد ( پورافکاری، 1391: 39). -روان‏درمانی شخصی: نوع انعطاف‏پذیری از روان‏درمانی موسوم به روان‏درمانی شخصی[24] یک روش جدید روان‏درمانی برای بیمار اسکیزوفرنیک است. هدف آن تقویت مهارت‏های فردی و اجتماعی و پیشگیری از عود بیماری است، روش ویژه‏ای است که در آن از مهارت‏های اجتماعی و تمرینات تن‏آرامی، آموزش روانی، خود بیانگری، خودآگاهی، و تفتیش آسیب‏پذیری‏های فردی نسبت به استرس استفاده می‏شود. درمانگر محیطی ایجاد می‏کند که بر پذیرش و همدلی تأکید می‏ورزد. بیماران تحت روان درمانی شخصی در تطابق اجتماعی (معیاری مرکب که شامل کارکرد شغلی، روابط بین فردی و تفریحات می‏گردد) بهبود نشان می‏دهند (Kaplan & Sadock’s, 2007: 45). -کار درمانی انواعی از روش‌ها و موقعیت‏ها برای کمک به بیماران برای کسب مهارت‏های تازه یا بازیابی آن‏ها مورد استفاده قرار می‏گیرند. این روش‌ها مشتملند بر کارگاه‏های سرپوشیده، کلوپ‏های شغلی، و برنامه‏های اشتغال موقت یا نیمه‏موقت، تواناسازی بیماران برای اشتغال سودمند هم وسیله و هم نشانه بهبود است. بسیاری از بیماران اسکیزوفرنیک علیرغم ابتلا به بیماری توانایی انجام کارهای سطح بالا را دارند. برخی نیز مهارت‏های استثنائی و درخشان در زمینه‏های محدود نشان می‏دهند که حاصل وجهی ویژه از بیماری آن‏ها است (رضاعی، 1391: 46). -هنر درمانی بسیاری از بیماران اسکیزوفرنیک از هنردرمانی سود می‏برند، که برای آن‏ها راه گریزی از بمباران دائم تخیلات فراهم می‏کند، به آن‏ها کمک می‎‏کند که با دیگران رابطه برقرار کنند و در زندگی، درونی و ترساننده آن‏ها سهیم شوند. در برخی زمینه‏ها، هنر بیماران روانی بسیار قابل جمع‏آوری است، معهذا، خواه خرید و فروش بشود یا خیر، تولید کاری که دیگران قدر آن را می‏دانند برای بالا بردن احترام به نفس بسیار مؤثر است (پورافکاری، 1391: 40). 2-2-2- سایر اختلالات پسیکوتیک:اختلال اسکیزوفرنیفرم: DSM-IV-TR (2000) اختلال اسکیزوفرنیفرم را چیزی مشابه اسکیزوفرنی توصیف می‏کند به استثناء اینکه علائم آن حداقل یک ماه اما کمتر از 6 ماه طول می‏کشد. همه‏گیری شناسی: میزان بروز، شیوع و نسبت جنسی اختلال اسکیزوفرنیفرم هنوز در منابع علمی گزارش نشده است. بعضی از پزشکان تصور می‏کنند این اختلال در نوجوانان و جوانان شایع‏تر است و اکثر پژوهشگران معتقدند که شیوع اختلال تقریباً کمتر از نصف شیوع اسکیزوفرنی است. میزان شیوع در طول عمر 2/0 درصد و میزان شیوع در یک سال 1/0 درصد گزارش شده است (رضاعی، 1391: 48). درمان رضاعی (1391) در درمان بیماران مبتلا به اختلال اسکیزوفرنیفرم معمولاً بستری شدن در بیمارستان را ضرورت می‏داند. بستری شدن امکان ارزیابی، درمان، و سرپرستی مؤثر رفتار بیمار را فراهم می‏سازد. - الکتروشوک درمانی ممکن است برای بعضی بیماران، بخصوص آنهایی که ویژگی‏های کاتاتونیک و افسردگی دارند، قابل تجویز باشد. اختلال اسکیزوافکتیو اختلال اسکیزوافکتیو[25] همانطور که از این اصطلاح بر می‏آید، ویژگی‏های اسکیزوفرنی و اختلال عاطفی را (که امروزه اختلالات خلفی نامیده می‏شود) توأماً دارد (DSM-IV-TR، 2007: 459). همه‌گيري شناسي ميزان شيوع اختلال اسكيزو افكتيو در طول عمر كمتر از 1 درصد و احتمالاً بين 5/0 تا 8/0 درصد است. -درمان روانی اجتماعی بیماران از ترکیب خانواده درمانی، آموزش مهارت‏های اجتماعی، و توان‏بخشی شناختی نتایج مفید به دست می‏آورند (Kaplan & Sadock’s, 2007: 59). اختلال هذیانی و اختلال پسیکوتیک مشترک هذیان‏ها عقاید ثابت نادرست هستند که هماهنگ با فرهنگ نمی‏باشند. به دلیل تنوع فوق‏العاده‏ای که باورهای نادرست ممکن است در ذهن این همه مردم وجود داشته باشد و دشواری درمان آن‏ها، هذیان‏ها از جالب‏ترین علائم روان‏پزشکی هستند (DSM-IV-TR، 2000: 867). همه‏گیری شناسی: نادر بودن نسبی اختلال، همچنین تعریف متغیر آن در دوره‏های اخیر راه ارزیابی دقیق همه‏گیری‏شناسی اختلال هذیانی را سد کرده است. طبقDSM-IV-TR (2000) اختلالات هذیانی 1 تا 2 درصد تمام پذیرشها را به بیمارستان‏های روانی تشکیل می‏دهند. سن متوسط شروع حدود 40 سالگی است، اما محدوده سنی از 18 تا 90 سالگی گسترده است. این اختلال در زن‌ها اندکی شایع‏تر از مرها است. درمان اختلال هذیانی کلاً مقاوم به درمان تلقی می‏شده و مداخله غالباً بر مداوای بیماری از طریق کاهش اثر هذیان بر زندگی بیمار (و خانواده) متمرکز می‏شد. معهذا، در سال‏های اخیر دیدگاه‏ها از محدودیت و بدبینی در طرح‏ریزی درمان مؤثر خارج شده است. اهداف درمان تشخیص‏گذاری، تصمیم‏گیری در مورد مداخله‏های مناسب و مدیریت عوارض پیچیدگی‏ها است. در اختلال روانی مشترک، بیماران لازم است از هم جدا شوند. اگر بستری شدن ضرورت یابد طرفین باید در بخش‌های جداگانه بستری شوند. به طور کلی، فرد سالم‏تر زوج هذیان خود را رها خواهد کرد (گاهی بدون هیچ مداخله درمانی دیگر). فرد بیمارتر باور ثابت اشتباهی خود را حفظ می‏کند ( رضاعی، 1391: 70). -روان‏درمانی پورافکاری (1391) جزء اساسی در روان‏درمانی مؤثر را رابطه‏ای می‏داند که ضمن آن پایه اعتقاد بیمار به درمان‏گر ریخته می‏شود. روان‏درمانی فردی به نظر می‏رسد مؤثرتر از گروه‏درمانی است. وقتی اعضاء خانواده قابل دسترسی باشند، پزشک ممکن است تصمیم بگیرد که آنان را نیز وارد طرح درمانی سازد. -بستری شدن پورافکاری (1391) اعتقاد دارد که به طور کلی، بیماران مبتلا به اختلال هذیانی را می‏توان به طور سرپائی درمان کرد. معهذا، پزشک باید در مواردی خاص لزوم بستری شدن در بیمارستان را در نظر بگیرد. اختلال پسیکوتیک گذرا اختلال پسیکوتیک گذرا[26] در DSM-IV-TR (2000) یک اختلال پسیکوتیک تعریف شده که با شروع ناگهانی و علائم پسیکوتیک مشخص است و 1 روز یا بیشتر اما کمتر از یک ماه طول می‏کشد. بهبود از آن کامل است و شخص به سطح کارکرد قبلی باز می‏گردد. اختلال پسیکوتیک گذرا یا سندرم حاد و گذرا است. همه‏گیری شناسی: میزان شیوع و بروز اختلال پسیکوتیک گذرا معلوم نیست، اما کلاً نادر شمرده می‏شود. اختلال معمولاً در جوان‏ها (دهه سوم یا چهارم عمر) بیشتر از سالمندان دیده می‎شود (رضاعی، 1391: 71). درمان: -بستری شدن در بیمارستان وقتی بیمار به طور حاد پسیکوتیک است یک دوره کوتاه بستری شدن ممکن است هم برای ارزیابی و هم محافظت بیمار ضرورت یابد. ارزیابی بیمار مستلزم کنترل دقیق علائم و محک زدن میزان خطرناک بودن او نسبت به خود با دیگران است. به علاوه محیط آرام و سازمان‏دار بیمارستان ممکن است در به دست آوردن دوباره احساس واقعیت بیمار کمک کند. ضمن مدتی که پزشک منتظر است تأثير محیط یا دارو ظاهر شود، استفاده از اطاق انفرادی، مهار فیزیکی یا کنترل یک- به- یک بیمار ممکن است ضرورت یابد (Kaplan & Sadock’s, 2007: 74). -روان‏درمانی پورافکاری (1391) عنوان می‏کند که، هر چند بستری شدن و دارودرمانی موقعیت‏های کوتاه‏ مدت را احتمالاً کنترل می‏کند، قسمت مشکل درمان ادغام روان‏شناختی تجربه (و احتمالاً ضربه زمینه‏ساز، در صورتی که وجود داشته باشد) در زندگی بیماران و خانواده‏های آنان است. درگیر شدن خانواده در فرآیند درمان ممکن است برای نتایج موفقیت‏آمیز اهمیت اساسی داشته باشد.
----------- نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نمایش داده می شود ولی در سایت می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: سایت مرجع پایان نامه ها (خرید و دانلود با امکان دانلود رایگان نمونه ها) : elmyar.net **************** 2-2-3- اختلالات خلقی:افسردگی اساسی و اختلال دو قطبی: DSM-IV-TR (2000)، خلق[27] یک حالت احساسی نافذ و مستمر است که دورناً احساس می‏شود و بر رفتار و درک شخص از دنیا اثر می‏گذارد عاطفه[28] تظاهر برونی خلق است. خلق ممکن است طبیعی، بالا یا پایین باشد. شخص سالم طیف وسیعی از خلق‏ها را تجربه می‏کند و به همان نسبت مجموعه‏ای از تجلیات عاطفی نیز دارد. شخص سالم قادر به کنترل خلق و عواطف خود است. اختلالات خلقی گروهی حالات پایینی هستند که با اختلال خلق فقدان احساس کنترل بر خلق، و تجربه ذهنی ناراحتی شدید همراه هستند. کسانی که خلق بالا دارند (مانی)، حالت انبساط خاطر، پرش افکار، کاهش خواب، افزایش احترام به نفس، و افکار بزرگ منشانه نشان می‏دهند. افرادی که خلق پایین دارند (افسردگی)، با کاهش انرژی و علاقه، احساس گناه، اشکال در تمرکز، بی‏اشتهایی، و افکار مرگ و خودکشی مشخص هستند سایر علایم و نشانه‏ها عبارتند از: تغییر در سطح فعالیت، توانایی‏های شناختی، تکلم و اعمال نباتی (خواب، اشتها، فعالیت جنسی، و سایر ریتم‏های بیولوژیک). این اختلالات ‏عملاً همیشه منجر به اختلال در عملکرد شغلی، روابط اجتماعی و بین فردی می‏گردد (Kaplan & Sadock’s, 2007: 87). افسردگی: DSM-IV-TR (2000)، اختلال افسردگی اساسی ( اختلالا افسردگی یک قطبی) را اختلالی با یک یا پند دوره افسردگی اساسی بدون سابقه دوره‏های مانی، مختلط یا هیپومانی تعریف کرده است. یک دوره افسردگی اساسی حداقل باید دو هفته طول بکشد. مانی دوره مانی دوره مشخص (حداقل به مدت یک هفته یا کمتر از آن اگر بیمار بستری شود) با خلق نابهنجار و مستمراً منبسط یا تحریک‏پذیر است. همه‏گیری شناسی: اختلالات خلفی شایع هستند. در اکثر زمینه‏یابی‏های اخیر، اختلال افسردگی شایع‏ترین اختلال روان‏پزشکی در طول عمر بوده است(تقریباً 17 درصد). میزان بروز سالانه افسردگی اساسی 59/1 درصد است (زنها 89/1، مردها 1/1). اختلال دو قطبی I : اختلال دو قطبی I غالباً با افسردگی شروع می‏شود (75 درصد موارد در زن‏ها و 67 درصد موارد در مردان) و اختلالی عودکننده است. اختلال دوقطبی I در کودکان و سالمندان: اختلال دوقطبی I هم افراد کم سن و سال و هم سالمند را تحت تأثير قرار می‏دهد. میزان بروز اختلال دو قطبی I در کودکان و نوجوانان حدود 1 درصد است و شروع آن حتی ممکن است در 8 سالگی باشد. (DSM-IV-TR، 2000: 526) اختلال دوقطبی II: مطالعه روی سیر پیش ‏آگهی اختلال دو قطبی II اخیراً شروع شده است. (DSM-IV-TR، 2000: 527) درمان درمان بیماران مبتلا به اختلالات خلقی باید معطوف به چند هدف باشد. اولاً، سلامتی و ایمنی بیمار باید تضمین شود. ثانیاً، ارزیابی تشخیصی کامل باید به عمل آید. ثالثاً، طرح درمانی باید نه تنها به علائم فعلی بلکه به رفاه کلی بیمار معطوف باشد. هر چند تأکید فعلی بر درمان دارویی و روان‏درمانی معطوف به خود بیمار است. رویدادهای استرس‏آمیز زندگی نیز افزایش میزان عود بین بیماران مبتلا به اختلال خلقی همراه است. بنابراین، درمان باید از تعداد و شدت عوامل استرس‏زا زندگی بیمار بکاهد. به طور کلی، درمان اختلالات خلقی برای روان‏پزشک پاداش‏آور است. امروزه هم برای دوره‏های مانی و هم افسردگی درمان‏های اختصاصی وجود دارد، و داده‏ها نیز حاکی از تأثير درمان پیشگیری کننده است. چون پیش‏آگهی برای هر دوره خوب است، ایجاد خوشبینی هم در خود بیمار و هم خانواده اگر نتایج اولیه درمان امیدبخش نباشد، به جا است و مورد استقبال آنان قرار می‏گیرد. معهذا، اختلالات خلقی مزمن هستند و بیمار و خانواده باید در مورد روش‌های درمانی آتی راهنمایی شوند (رضاعی، 1391: 117). -بستری کردن در بیمارستان اولین و مهمترین تصمیم پزشک این است که آیا لازم است بیمار بستری شود یا درمان سرپایی مناسب است خطر خودکشی و دیگرکشی، کاهش بارز توانایی در مراقبت از خود نظر تغذیه و مسکن، و نیز نیاز به آزمایشات تشخیصی از موارد لزوم آشکار برای بستری شدن است. سابقه پیشرفت سریع علایم و متلاشی شدن نظام‏های حمایتی معمول بیمار، مواد مجاز دیگر بستری شدن بیمار هستند. (پورافکاری، 1391: 128) -روان‏درمانی خانواده: پورافکاری (1391)، روان‏درمانی خانواده معمولاً درمان اولیه اختلال افسردگی اساسی تلقی نمی‏شود، اما قرائن فزایند حاکی است که کمک به بیمار مبتلا به اختلال خلقی برای کاهش استرس و مقابله با استرس می‏تواند احتمال عود را کم کند. روان‏درمانی خانواده اگر اختلال زندگی خانوادگی یا زناشویی بیمار را در معرض خطر قرار داده یا اختلال خلقی به وسیله موقعیت خانوادگی تسهیل شده یا دوام یابد، جایز است. -تحریک عصب واگ تحریک تجربی عصب واگ در چندین مطالعه طرح‏ریزی شده برای درمان صرع نشان داد که خلق این بیماران بهبود می‏یابد. این مشاهده منجر به استفاده از تحریک عصب واگ چپ (VNS) با استفاده از یک وسیله الکترونیکی کاشته شده زیر پوست، شبیه پیس‏میکرقلبی، گردید. مطالعات مقدماتی نشان داده‏اند که تعدادی از بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی مزمن پس از درمان با VNS وارد مرحله بهبود شدند. (رضاعی، 1391: 122) -نوردرمانی نوردرمانی[29] در سال 1984 به عنوان درمانی برای (اختلال خلقی[30]، با الگوی فصلی) معرفی شد. در این اختلال بیماران معمولاً با کوتاه‏تر شدن روزها با فرا رسیدن زمستان دچار افسردگی می‏گردند. زن‏ها حداقل 75 درصد موارد افسردگی فصلی را تشکیل می‏دهند و سن متوسط آن‏ها موقع مراجعه 40 سال است. بیماران بالاتر از 55 سال ندرتاً با اختلال عاطفی فصلی رجوع می‏کنند. نوردرمانی معمولاً به صورت مواجه ساختن فرد مبتلا به نور درخشان در طیف 000/15 تا 000/100 لوکس یا بالاتر از آن، به طور معمول با یک منبع نور مصنوعی که روی میز قرار داده می‏شود، انجام می‏گیرد بیماران به مدت 1 تا 2 ساعت هر روز قبل از سپیده ‏دم مقابل چراغ می‏نشینند، هر چند بعضی از بیماران با مواجهه با نور پس از غروب هم تأثير مثبت کسب می‏کنند. برخی از کارخانه‏ها کلاه ایمنی لامپدار ساخته‏اند که در آن‏ها منبع نور روی لبه کلاه قرار گرفته است. این کلاه ایمنی‏ها امکان تحریک را می‏دهند، اما مطالعات جدید استفاده از این نوع مواجهه با نور را مورد پرسش قرار داده‏اند. این آزمایش‎ها معمولاً یک هفته ادامه می‏یابد، اما مداوای طولانی‏تر ممکن است با پاسخ بیشتر همراه باشد (Kaplan & Sadock’s, 2007: 124). نور درمانی به نظر می‏رسد خوب تحمل می‏شود. در منابع نور جدید از شدت‏های پایین‏تر نور استفاده می‏شود و دارای فیلتر هم هستند؛ به بیماران گفته می‏شود که مستقیماً به نور نگاه نکنند. مثل همه درمان‏های مؤثر ضدافسردگی، نوردرمانی نیز ندرتاً با چرخش بعضی از بیماران افسرده به حالت مانی یا هیپومانی همراه است. غیر از افسردگی فصلی، سایر موارد استفاده از نوردرمانی ممکن است در اختلالات خواب باشد. نوردرمانی برای کاهش تحریک‏پذیری و کاهش عملکرد ناشی از تغییر نوبت کار مورد استفاده قرار گرفته است. طبق گزارشات اختلالات خواب در بیماران سالمند با مواجهه با نور درخشان در ضمن روز بهبود نشان می‏دهند (رضاعی، 1391: 124). اختلال افسرده‏خوئی و اختلال خلق ادواری: طبق متن بازنگری شده چهارمین ویراست راهنمای تشخیص و آماری اختلالات روانی DSM-IV-TR (2000) مشخص‏ترین خصوصیات اختلال افسرده‏خوئی وجود خلق افسرده‏ای است که در اکثر اوقات روز تقریباً به طور مستمر وجود دارد. احساس‏های وابسته بی‏کفایتی، احساس گناه، تحریک‏پذیری و خشم، مردم‏گریزی، فقدان علاقه، عدم فعالیت و فقدان سازندگی نیز وجود دارد. همه‏گیری شناسی: اختلال افسرده خویی اختلالی شایع در کل جمعیت است که 5 تا 6 درصد مردم را مبتلا می‏سازد، و بین بیماران کلینیک‏های روان‏پزشکی عمومی میزان شیوع آن به یک سوم تا یک دوم کل بیماران مراجعه کننده می‏رسد. (رضاعی، 1391: 127) درمان: -شناخت درمانی، رفتار درمانی، رواندرمانی بینش‏گرا، درمان بین فردی، دارودرمانی (پورافکاری، 1391: 103). -روان‏درمانی خانواده و گروه درمانی: روان‏درمانی خانواده ممکن است به بیمار و خانواده او در مدارا با علایم اختلال، به خصوص در مواردی که به نظر می‏رسد یک سندرم ساب‏افکتیو دارای اساس بیولوژیک است، کمک نماید. گروه‏درمانی ممکن است به بیماران کناره‏گیر کمک کند تا در موقعیت‏های اجتماعی به مسایل بین فردی خود تسلط یابند (رضاعی، 1391: 129). -بستری کردن در بیمارستان: بستری کردن معمولاً در مورد بیماران مبتلا به اختلال افسرده‏خوئی موردی ندارد؛ معهذا وجود علائم بسیار شدید، ناتوانی اجتماعی و شغلی بارز، و نیاز به اعمال تشخیصی مفصل، و افکار خودکشی موارد لازم برای بستری شدن می‏باشند. اختلالات اضطرابی بین شایع‏ترین اختلالات روانی در جمعیت کلی هستند (پورافکاری، 1391: 145). 2-2-4- اختلالات اضطراب: اضطراب را در واقع همه انسانها تجربه می‏کنند. اضطراب یک علامت هشدار دهنده است، خبر از خطری قریب‏الوقوع می‏دهد و شخص را برای مقابله آماده می‏سازد ترس، علامت هشدار دهنده مشابه، از اضطراب با خصوصیات زیر تفکیک می‏شود: ترس واکنش به تهدیدی معلوم، خارجی، و از نظر منشأ بدون تعارض است. اضطراب واکنش در مقابل خطری نامعلوم، درونی، مبهم، و از نظر منشأ همراه با تعارض است. (کاپلان و سادوک، 2007: 165) شروع اختلال هراس معمولاً در اواخر نوجوانی و اوان جوانی است، هر چند شروع در دوران کودکی، و اوایل نوجوانی، و میان‏سالی گزارش شده است (DSM-IV-TR، 2000: 649). اختلالات هراس و گذرهراس: حمله شديد و حاد اضطراب همراه با احساس فناي قريب‌الوقوع به اختلال هراس[31] معروف است. اضطراب با دوره‌هاي مجزاي ترس كه دفعات آن از چند حمله در يك روز تا حملات محدود در يك سال متغير است، مشخص مي‌باشد (پورافکاری، 1391: 175). همه‌گيري‌شناسي: مطالعات همه‌گيري شناسي ميزان شيوع اختلال هراس را در طول عمر 1 تا 4 درصد و ميزان شيوع در 6 ماه تقريباً 5/0 تا 1 درصد و براي حملات هراس 3 تا 6/5 درصد است (پورافکاری، 1391: 178). درمان: با درمان، اکثر بیماران بهبود چشمگیر در علائم اختلال هراس پیدا می‏کنند. دو تا از مؤثرترین روش‌های درمانی عبارتند از: درمان دارویی و درمان‏شناختی رفتاری، گروه‏درمانی و روان‏درمانی خانواده ممکن است برای بیماران و خانواده آن‏ها در سازش به این موقعیت که اختلال وجود دارد و نیز تطابق با مشکلات روانی اجتماعی که ممکن است اختلال تسریع کرده باشد کمک کننده باشد. سایر درمانهای اختلالات اضطراب عبارتند از : شناخت درمانی، تن آرامی کار بردی، آموزش تنفسی، مواجهه زنده ( رضاعی، 1391: 132). فوبی خاص و فوبی اجتماعی : اصطلاح فوبی[32] به ترس شدید از یک شیء یا موقعیت یا وضعیت اطلاق می‏شود. فوبی خاص ترس شدید و پایدار از یک شی یا موقعیت است. در حالی که فوبی اجتماعی ترس شدید و مستمر از موقعیت‏هایی است که در آن حالت ممکن است شرمندگی روی دهد (Kaplan & Sadock’s, 2007: 189). همه‏گیری‏شناسی مطالعات همه‏گیری‏شناسی اخیر به این نتیجه رسیده‏اند که فوبی‏ها شایع‏ترین اختلالات روانی هستند. تخمیناً 5 تا 10 درصد جمعیت مبتلا به این اختلالات ناراحتی برانگیز و گاهی ناتوان کننده هستند. تخمین‏هایی که کمتر محتاطانه بوده‏اند، در حد 25 درصد جمعیت ارائه شده‏اند. (پورافکاری، 1391: 193) فوبی خاص شایع‏تر از فوبی اجتماعی است. فوبی خاص شایع‏ترین اختلال روانی بین زن‏ها و دومین اختلال شایع روانی، پس از اختلالات وابسته به مواد، بین مردها است. (DSM-IV-TR، 2000: 664) درمان رضاعی (1391) هیپنوتیزم، درمان حمایتی، و روان‏درمانی خانواده ممکن است در درمان اختلالات فوبیک مفید واقع گردند. اختلال وسواسی- جبری اختلال وسواسی جبری (OCD) با گروه متنوعی از علائم که شامل افکار مزاحم، تشریفات، اشتغال‏های ذهنی، و اعمال وسواسی است تظاهر می‏کند (DSM-IV-TR، 2000: 670). همه‏گیری‏شناسی پورافکاری (1391) عنوان می‏کند که، شیوع اختلال وسواسی- جبری در طول عمر در جمعیت کلی 2 تا 3 درصد تخمین زده می‏شود. درمان‏ها رضاعی (1391) روان‏درمانی خانواده را غالباً در حمایت خانواده کمک به کاهش ناهماهنگی زناشوئی که از اختلال (وسواسی- جبری) ناشی شده است، و ساختن اتحاد درمانی با اعضاء سالم خانواده به نفع- بیمار، مفید می‏داند. - گروه‏درمانی به عنوان سیستم حمایتی برای بعضی از بیماران کمک کننده است. - برای بیماران بسیار مقاوم، الکتروشوک درمانی و جراحی روانی را می‏توان در نظر گرفت. ECT به قدر جراحی روانی مؤثر نیست، اما حتماً باید قبل از آن آزمایش شود. رایج‏ترین عمل جراحی برای اختلال وسواسی- جبری سینگولاتومی است که در 25 تا 30 درصد بیماران مقاوم به سایر درمان‏ها مؤثر است. - سایر روش‌های جراحی (نظیر تراکتوتومی زیر هسته دمدار، که به کپسولوتومی هم معروف است) نیز برای این منظور مورد استفاده قرار گرفته است. روش‌های غیر تهاجمی جراحی نظیر کاشتن الکترودها در نقاط مختلف هسته‏های قاعده‏ای (تحریک عمقی مغز) برای درمان OCD و اختلال توره تحت بررسی هستند. همه این روش‌ها به طور فزاینده با استفاده از روش‌های استرپاناکتیک هدایت شده با MRI انجام می‏گیرند. شایع‏ترین عارضه جراحی روانی پیدایش تشنج است که تقریباٌ همیشه با فنی توئین[33] کنترل می‏شود. بعضی از بیماران که به جراحی روانی به تنهایی پاسخ نمی‏دهند و قبل از عمل نیز به رفتار درمانی و دارودرمانی پاسخ نداده‏اند، پس از جراحی روانی به درمان دارویی یا رفتار درمانی پاسخ می‏دهند (رضاعی، 1391: 191). 2-2-5- اختلال استرس پس از سانحه و اختلال استرس حادDSM-IV-TR (2000)، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) اختلالی مشخص با پیدایش علائم پس از مواجهه با یک رویداد تهدیدکننده زندگی است. شخص نسبت به این تجربه با ترس و درماندگی پاسخ می‏دهد. رخداد را مکرراً در ذهن خود زنده می‏کند و سعی می‏کند از یادآوری آن اجتناب نماید. کاگان[34] متذکر شده است کودکانی که از نظر رفتاری مهار شده هستند ممکن است مخصوصاً نسبت به اضطراب یا PTSD پس از رخدادهای تهدیدکننده آسیب‏پذیر باشند. برای تشخیص‏گذاری، علائم باید بیش از یک ماه دوام یابند و در زمینه‏های مهم زندگی، نظیر خانواده و شغل تداخل نمایند. همه‏گیری‏شناسی میزان بروز PTSD در طول عمر بین 9 تا 15 درصد و شیوع اختلال استرس پس از سانحه در طول عمر تا 8 درصد جمعیت کلی تخمین زده می‏شود، هر چند 5 تا 15 درصد دیگر از مردم ممکن است شکل‏های ساب کلینیکال اختلال را تجربه کنند بین گروه‏های در معرض خطر که افراد آن رخدادهای تروماتیک تجربه کرده بودند، میزان شیوع اختلال در طول عمر 5 تا 75 درصد بوده است (پورافکاری، 1391: 216). درمان وقتی پزشک با بیماری روبرو می‏شود که متحمل ضربه‏ای قابل توجه شده است، روش‌های عمده (درمانی) عبارتند از: حمایت، تشویق به صحبت در مورد رویداد و آموزش در زمینه انواعی از مکانیسم‏های مقابله‏ای (مثلاً، آرام‏سازی)، استفاده از مسکن‏ها و منوم هم می‏تواند کمک کننده باشد. وقتی پزشک با بیماری مواجه می‏شود که حادثه را در گذشته تجربه کرده و اینک دچار اختلال استرس پس از سانحه است، باید تأکید بر آموزش در زمینه اختلال و درمان آن باشد، هم درمان دارویی و هم روان‏درمانی، حمایت بیشتر برای بیمار و خانواده از طریق گروه‏های حمایت محلی و ملی ویژه بیماران مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه قابل وصول است. علاوه بر روش‌های روان‏درمانی فردی، گروه‏درمانی و روان‏درمانی خانواده نیز، در موارد اختلال استرس پس از سانحه مؤثر گزارش شده‏اند. درمانهای موثر دیگر در این اختلال رواندرمانی و دارو درمانی مي‌باشد (Kaplan & Sadock’s, 2007: 202).


:: بازدید از این مطلب : 70
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 10 مهر 1396 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران